ضرب المثل های فارسی

آ

  • «آب از دستش نمی‌چکه.»
  • «آب از سرچشمه گل‌آلوده.»
  • «آب از آب تکان نمی‌خوره.»
  • «آب از سرش گذشته‌است.»
  • «آب از آب تکان نخورد.»
  • «آب پاکی را روی دستش ریخت.»
  • «آب در کوزه و ما تشنه‌لبان می‌گردیم. یار در خانه و ما گرد جهان می‌گردیم.»
  • «آب را گل‌آلود می‌کنه که ماهی بگیره.»
  • «آب را باید از سرچشمه بست.»
  • «آب زیر پوستش افتاده.»
  • آبشان از یک جوی نمی جوشد.
  • آمدند و کندند و سوختند و کشتند و بردند و رفتند.
  • «آب که یه جا بمونه، می‌گنده.»
  • آب حیات نوشید.
  • آب زیر کاه
  • «آبکش رو نگاه کن که به کفگیر می‌گه تو سه سوراخ داری.»
  • «آب که از سر گذشت، چه یک ذرع چه صد ذرع ـ چه یک نی چه صد نی.»
  • «آب که از سر گذشت، چه یک وجب چه صد وجب.»
  • «آب که سر بالا می‌ره، قورباغه ابوعطا می‌خونه.
  • «آب گر بر باد رود باران است.»
  • «آب نمی‌بینه و گرنه شناگر قابلیه.»
  • «آبی از او گرم نمی‌شه.»
  • «آتش که گرفت، خشک و تر می‌سوزد.»
  • «آخر شاه منشی، کاه‌کشی است.»
  • «آخوندنباتی یعنی کشک»
  • «آخوند نباشد درد و غم»
  • «آدم، آ هست و دم.»
  • «آدم از کوچکی بزرگ می‌شود.»
  • «آدم بد حساب، دوبار می‌ده.»
  • «آدم به‌کیسه‌اش نگاه می‌کند.»
  • «آدم پول پیدا می‌کند، پول، آدم را پیدا نمی‌کند.»
  • «آدم تنبل، عقل چهل وزیر داره.»
  • «آدم خودش بمیرد هوادارش نمیرد.»
  • «آدم خوش معامله، شریک مال مردمه.»
  • «آدم دانا به نیشتر نزند مشت.»
  • «آدم دست‌پاچه، کار را دوبار می‌کنه.»
  • «آدم دست‌پاچه دوبار می‌شاشه.»
  • «آدم زنده، زندگی می‌خواد.»
  • «آدم زنده وکیل وصی نمی‌خواد.»
  • «آدم گدا، اینهمه ادا؟»
  • «آدم گرسنه، خواب نان سنگک می‌بینه.»
  • «آدم گرسنه، یاد پلوی عروسیش می‌افته.»
  • «آدم ناشی، سرنا را از سر گشادش می‌زنه.»
  • «آردها مونو بیختیم، الک‌ها مونو آویختیم.» (آرد خود را بیختیم، آردبیز را آویختیم.)
  • «آرزو بر جوانان عیب نیست.»
  • «آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است// با دوستان مروت، با دشمنان مدارا.» حافظ
  • «آستین نو، پلو بخور.»
  • «آسوده کسی که خر نداره// از کاه و جوش خبر نداره.»
  • «آسیاب به نوبت.»
  • «آسه برو آسه بیا که گربه شاخت نزنه.»
  • «آشپز که دوتا شد، آش یا شوره یا بی‌نمک.» (آشپز که دوتا شد، آش یا شور می‌شه یا بی‌نمک.)
  • «آش با جاش.»
  • «آش نخورده و دهن سوخته.»
  • «آش اینجا لواش اینجا کجا برم به از اینجا.»
  • «آش کشک خاله‌ته؛ بخوری پاته، نخوری پاته.»
  • «آفتابه خرج لحیمه.»
  • «آفتابه لگن هفت دست، ولی شام و ناهار هیچی.»
  • «آفتابه و لولهنگ هر دو یک کار می‌کنند، اما قیمتشان موقع گرو گذاشتن معلوم می‌شه.»
  • «آمدم صواب کنم، کباب شدم.»
  • «آمد زیر ابروشو برداره، چشمش را کور کرد.»
  • «آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا.» شهریار
  • «آنان که غنی‌ترند، محتاج‌ترند.» ~ سعدی
  • «آن‌چه دلم خواست نه آن شد// آنچه خدا خواست همان شد.»
  • «آن‌را که حساب پاک است، از محاسبه چه باک است؟»
  • «آن‌قدر بارکن که بکِشد، نه آن‌قدر که بکُشد.»
  • «آن‌قدر بایست، تا علف زیر پات سبز بشه.»
  • «آن‌قدر سمن هست، که یاسمن توش گمه.»
  • «آن‌قدر مار خورده که افعی شده.»
  • «آن ممه را لولو برد.»
  • «آن‌وقت که جیک‌جیک مستانت بود، یاد زمستانت نبود؟»
  • «آن یکی می‌گفت اشتر را که هی// از کجا می‌آیی ای فرخنده‌پی// گفت: از حمام گرم کوی تو// گفت: خود پیداست از زانوی تو.»
  • «آواز دهل شنیدن از دور خوشه.»
  • «آه نداشت که با ناله سودا کند.»
  • آتش بیار معرکه
  • آش شله قلمکار
  • آفتابی شد
  • آنجا که عیان است چه حاجت به بیان است

الف

  • «ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کار اند// تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری» سعدی
  • «اجاره نشین خوش نشین.»
  • «ارث خرس به کفتار می‌رسد.»
  • «ارزان خری، انبان خری.»
  • «از آب کره می‌گیرد.»
  • «از آب گذشته‌است.»
  • «از آب گل آلود ماهی می‌گیرد/گرفتن.»
  • «از اسب افتاده‌ایم، اما از اصل نیفتاده‌ایم.»
  • «از اونجا مونده، از اینجا رونده.»
  • «از آن نترس که‌های و هوی دارد، از آن بترس که سر به تو دارد.»
  • «از این امامزاده کسی معجزه نمی‌بینه.» یا «این امامزاده کور میکنه ولی شفا نمی‌ده.»
  • «از این دم بریده هر چی بگی برمیاد.»
  • «از این ستون به آن ستون فرج است.»
    • به کسی که به گرفتاری بزرگی مبتلا شده باشد و ناامید شود می‌گویند؛ یعنی آن که کاری انجام بده هرچند به نظر بی سود باشد، ولی شاید همان کار مایهٔ رهایی و فَرَجِ شود.
  • «از بی‌کفنی زنده‌ایم.»
  • «از تنگی چشم پیل معلومم شد * کآنان که غنی‌ترند محتاج‌ترند.» ~ سعدی
  • «از تو حرکت، از خدا برکت.»
  • «از حق تا ناحق چهار انگشت فاصله‌است.»
  • از خجالت آب شد
  • «از خر افتاده، خرما پیدا کرده.»
  • «از خرس موئی کندن، غنیمته.»
  • «از خر می‌پرسی چهارشنبه کیه؟»
  • «از خودت گذشته، خدا عقلی به بچه‌هات بده.»
  • «از درد لاعلاجی به خر میگه خانمباجی.»
  • «از دور دل و می‌بره، از جلو زهره رو.»
  • «از سه چیز باید حذر کرد، دیوار شکسته، سگ درنده، زن سلیطه.»
  • «از سوراخ سوزن رد می‌شه، از در دروازه رد نمی‌شه.»
  • «از شما عباسی، از ما رقاصی.»
  • «از کوزه همان برون تراود که در اوست.» ((گر دایره کوزه ز گوهر سازند))
  • «از کیسه خلیفه می‌بخشه.»
  • «از گدا چه یک نان بگیرند و چه بدهند.»
  • «از گیر دزد در آمده، گیر رمال افتاد.»
  • «از ماست که بر ماست.»
  • «از مال پس است و از جان عاصی.»
  • «از مردی تا نامردی یک قدم است.»
  • «از من بدر، به جوال کاه.»
  • «از نخورده بگیر، بده به خورده.»
  • «از نو کیسه قرض مکن، قرض کردی خرج نکن.»
  • «از هر چه بدم اومد، سرم اومد.»
  • «از هول حلیم افتاد توی دیگ.»
  • «از یک گل بهار نمی‌شه.»
  • «از این گوش می‌گیره، از آن گوش در می‌کنه.»
  • «اسباب خونه به صاحبخونه میره.»
  • «اسب پیش‌کشی‌رو، دندوناشو نمی‌شمرند.»
  • «اسب تازی در طویله گر ببندی پیش خر// رنگشان همگون نگردد، طبعشان همگون شود» میرزا حبیب روحی

(اسب و خر را که یک جا ببندند، اگر هم‌بو نشند همخو می‌شند.)

  • «اسب تازی شده مجروح به‌زیر پالان// طوق زرین همه در گردن خر می‌بینم» حافظ
  • «اسب ترکمنی است، هم از توبره می‌خوره هم ازآخور.»
  • «اسب دونده جو خود را زیاد می‌کنه.»
  • «اسب را گم کرده، پی نعلش می‌گرده.»
  • «اسب لاغر میان به کار آید// روز میدان نه گاو پرواری» سعدی
  • «اسب‌ها را نعل می‌کردند، کک هم پایش را بلند کرد.»
  • «استاد علم!- این رنگ به‌علم نبود.» (اوسا علم! این یکی رو بکش قلم!)
  • «استخری که آب نداره، این همه قورباغه می‌خواد چه‌کار؟»
  • «استخوان لای زخم گذاشتن.»
  • «اصل کار بر و روست، کچلی زیر موست.»
  • «افاده‌ها طبق طبق سگ‌ها به دورش وق وق.»
  • «افتادگی آموز اگر طالب فیضی// هرگز نخورد آب زمینی که بلند است» پوریای ولی
  • «اکبر ندهد، خدای اکبر بدهد.»
  • «اگر بیل‌زنی، باغچه خودت را بیل بزن.»
  • «اگر برای من آب نداره، برای تو که نان داره.»
  • «اگر چاه آب ندارد، برای مقنی نان دارد.»
  • «اگه باباشو ندیده بود، ادعای پادشاهی می‌کرد.»
  • «اگر بپوشی رختی، بنشینی به تختی، تازه می‌بینمت بچشم آن وختی.»
  • «اگر برکه‌ای پر کنند از گلاب// سگی در وی افتاد کند منجلاب» سعدی
  • «اگه پشیمونی شاخ بود، فلانی شاخش به آسمان می‌رسید.»
  • «اگر تو مرا عاق کنی، منهم ترا عوق می‌کنم.»
  • «اگر جراحی، پیزی خودتو جا بنداز.»
  • «اگر خدا بخواهد، از نر هم می‌دهد.»
  • «اگه خاله‌ام ریش داشت، آقا دائیم بود.»
  • «اگه خیر داشت، اسمشو می‌گذاشتند خیرالله.»
  • «اگر دانی که نان دادن ثواب است// تو خود می‌خور که بغدادت خرابست.»
  • «اگه دعای بچه‌ها اثر داشت، یک معلم زنده نمی‌موند.»
  • «اگه زاغی کنی، زیقی کنی، می‌خورمت.»
  • «اگه زری بپوشی، اگر اطلس بپوشی، همون کنگر فروشی.»
  • «اگر علی ساربان است، می‌داند شتر را کجا بخواباند.»
  • «اگه کلاغ جراح بود، ماتحت خودشو بخیه می‌زد.»
  • «اگه لالائی بلدی، چرا خوابت نمی‌بره.»
  • «اگه لر به بازار نره بازار می‌گنده.»
  • «اگه مردی، سر این دسته هونگ (هاون) و بشکن.»
  • «اگه بگه ماست سفیده، من می‌گم سیاهه.»
  • «اگه مهمون یکی باشه، صاحبخونه براش گاو می‌کشه.»
  • «اگه نخوردیم نون گندم، دیدیم دست مردم.»
  • «اگه نشاشیدی، شب درازه.»
  • «اگه نی‌زنی چرا بابات از حصبه مرد.»
  • «اگه هفت تا دختر کور داشته باشه، یک‌ساعته شوهر میده.»
  • «اگه همه گفتند نون و پنیر، تو سرت را بگذار زمین و بمیر.»
  • «امان از خانه‌داری، یکی می‌خری دو تا نداری.»
  • «امان از دوغ لیلی، ماستش کم بود آبش خیلی.»
  • «اندک اندک جمع گردد وانگهی دریا شود» سعدی
  • «انگور خوب، نصیب شغال میشه.»
  • «اولاد، بادام است اولاد اولاد، مغز بادام.»
  • «اول بچش، بعد بگو بی‌نمکه.»
  • «اول برادریتو ثابت کن، بعد ادعای ارث و میراث کن.»
  • «اول بقالی و ماست ترش‌فروشی.»
  • «اول جلو خونه خودت جارو کن بعد خونه همسایه.»
  • «اول پیاله و بعد مستی.»
  • «اول، چاه را بکن، بعد منار را بدزد.»
  • «اول اینو که زائیدی بزرگ کن.»
  • «اونی که به ما نریده بود کلاغ کون دریده بود.»
  • «ای آقای کمر باریک، کوچه روشن کن و خانه تاریک.»
  • «این بو که میاید بوی کباب نیست بلکه خر داغ می‌کنند.»

(اینجا گوشت کباب نمی‌کنند بلکه خر داغ می‌کنند.) (از دور بوی کباب میاد، از نزدیک خر داغ می‌کنند.)

  • اگر کلیددری را نداری قفلش نکن اگرکسی را دوست نداری خردش نکن
  • اگر پیش همه شرمنده ام، پیش دزده رو سفیدم.
  • «این تو بمیری، از آن تو بمیری‌ها نیست.»
  • «اینجا کاشان نیست که کپه با فعله باشد.»
  • «این حرفها برای فاطی تنبون نمیشه.»
  • «این دغل دوستان که می‌بینی// مگسانند گرد شیرینی.»
  • «این قافله تا به حشر لنگ است.»
  • «اینکه برای من آوردی، ببر برای خاله‌ات.»
  • «این هفت‌صد دینار، غیر از آن چارده‌شاهی است.»
  • «این‌همه چریدی دنبه‌ات کو؟»
  • «این‌همه خر هست و ما پیاده میریم.»
  • ارنعود
  • از آسمان افتاد
  • آنکه شتر را به پشت بام برد خودش باید پایین بیاورد
  • از بیخ عرب شد
  • از پشت خنجر زد
  • احساس بالاتر از دلیل است
  • از خجالت آب شد
  • از دماغ فیل افتاد
  • از ترس عقرب جراره به مار غاشیه پناه می برد
  • از کوره در رفت
  • از کیسه خلیفه می بخشد
  • از ریش به سبیل پیوند می کند
  • اشرف خر
  • اشک تمساح
  • اگر برای من آب نداشته باشد، برای تو نان که دارد
  • الکی
  • المفلس فی امان الله
  • امامزاده ای است که با هم ساختیم
  • ایراد بنی اسراییلی
  • این به آن در
  • این شتری است که در خانه همه کس می خوابد
  • این طفل یکشبه ره یکساله می رود

ب

  • «با یه کشمش گرمیش میکنه با یه غوره سردیش میکنه.»
  • «با آل علی هرکه در افتاد، ور افتاد.»
  • «با اون زبون خوشت، با پول زیادت، یا با راه نزدیکت.»
  • «با این ریش می‌خواهی بری تجریش؟»
  • «با پا راه بری کفش پاره می‌شه، با سر کلاه.»
  • «با خوردن سیر شدی با لیسیدن نمی‌شی.»
  • «باد آورده را باد می‌برد.»
  • «با دست پس می‌زنه، با پا پیش می‌کشه.»
  • «بادنجان بم آفت ندارد.»
  • «بادمجان دور قاب چین.»
  • «بارون آمد، ترک‌ها به‌هم رفت.»
  • «بار کج به منزل نمی‌رسد.»
  • «با رمال شاعر است، با شاعر رمال، با هر دو هیچکدام با هیچکدام هر دو.»
  • «بازی اشکنک داره، سر شکستنک داره.»
  • «بازی بازی، با ریش بابا هم بازی.»
  • «با سیلی صورت خودشو سرخ نگه میداره.»
  • «با کدخدا بساز، ده را بچاپ.»
  • «با گرگ دنبه می‌خوره، با چوپان گریه می‌کنه.»
  • «بالا بالاها جاش نیست، پائین پائین‌ها راش نیست.»
  • «بالاتو دیدیم، پائینتم دیدیم.»
  • «با مردم زمانه سلامی و والسلام.»
  • «با نردبان به آسمون نمی‌شه رفت.»
  • با هر دست بدهی از همان دست می گیری
  • «با همین پرو پاچین، می‌خواهی بری چین و ماچین؟"
  • «باید گذاشت در کوزه آبش را خورد.»
  • «با یکدست دو هندوانه نمی‌شود برداشت.»
  • «با یک گل بهار نمی‌شه.»
  • «ببینیم و تعریف کنیم.»
  • «بچه سر پیری زنگوله پای تابوته.»
  • «بچه سر راهی برداشتم پسرم بشه، شوهرم شد.»
  • «بچه حلال زاده به داییش میره.»
  • «بخور و بخواب کار منه، خدا نگهدار منه.»
  • «بدبخت اگر مسجد آدینه بسازد// یا طاق فرود آید، یا قبله کج آید.»
  • «بدهکار رو که رو بدی طلبکار می‌شه.»
  • «برادران جنگ کنند، ابلهان باور کنند.»
  • «برادر پشت، برادرزاده هم پشت؛ خواهرزاده را با زر بخر با سنگ بکش»
  • «برادری بجا، بزغاله یکی هفت‌صنار.»
  • «برای شکار بچه‌ببر به مغاک ببر باید رفت.»
  • «بر آن کدخدا زار باید گریست که دخلش بود نوزده خرج بیست»
  • «برای کسی بمیر که برات تب کنه.»
  • «برای همه مادره، برای ما زن‌بابا.»
  • «برای یک بی‌نماز، در مسجدو نمی‌بندند.»
  • «برای یه دستمال قیصریه رو آتیش میزنه.»
  • «بر عکس نهند نام زنگی کافور.»
  • «برو فکر نون باش که هندونه آبه.»
  • «برو کشک‌تو بساب.»
  • «برو هندوستان مادیون خوب پیدا کن کره شو بستون.»
  • برود جایی که عرب نی انداخت.
  • «بزک نمیر بهار میاد// کنبزه با خیار میاد.»
  • «بز گر از سر چشمه آب می‌خوره.»
  • بشنو و باور مکن
  • «بعد از چهل سال گدایی، شب جمعه را گم کرده.»
  • «بعد از هفت کره، ادعای بکارت.»
  • «بگو نبین، چشممو هم می‌گذارم، بگو نشنو در گوشمو می‌گیرم، اما اگر بگی نفهمم، نمی‌تونم.»
  • «بگیر و ببند بده دست پهلوون.»
  • «بلبل هفت تا بچه میزاره، شیش تاش سیسکه، یکیش بلبل.»
  • «بمیر و بدم.»
  • «بنگر که چه می‌گوید، منگر که، که می‌گوید!»
  • «بوجار لنجونه از هر طرف باد بیاد، بادش میده.»
  • «بوی حلواش میاد.»
  • «به اشتهای مردم نمی‌شود نان خورد.»
  • «به بهلول گفتند ریش تو بهتره یا دم سگ؟ گفت: اگر از پل جستم ریش من و گرنه دم سگ.»
  • «به جای شمع کافوری چراغ نفت می‌سوزد.»
  • «بهر خران چه کاه برند چه زعفران»
  • «به درویشه گفتند بساطتو جمع کن، دستشو گذاشت در دهنش.»
  • «به دعای گربه کوره بارون نمیاد.»
  • «به روباهه گفتند: شاهدت کیه؟ گفت: دمبم.»
  • «به زبون خوش مار از سوراخ در میاد.»
  • «به شتر گفتند غمزه کن زد پالیز را ویران کرد»
  • «به شترمرغ گفتند: بار ببر، گفت: مرغم، گفتند: بپر، گفت: شترم.»
  • «به شتره گفتند: شاشت پسه، گفت: چی چیم مثل همه کسه؟»
  • «به شتره گفتند: راه رفتنت کجه، گفت: چی چیم راسته؟»
  • «به عمل کار برآید به سخن‌دانی نیست» سعدی
  • «به قاطر گفتند: بابات کیه؟ گفت: آقادائیم اسبه.»
  • «به کچله گفتند: چرا زلف نمی‌زاری؟ گفت: من از این قرتی‌گری‌ها خوشم نمیاد.»
  • «به کک بنده که رقاص خداست.»
  • «به کیشی آمدند به فیشی رفتند.»
  • «به گاو و گوسفند کسی کاری نداره؟»
  • «به مالت نناز که به یک شب بنده، به حسنت نناز که به یک تب بنده.»
  • «به ماه میگه تو در نیا من در میام.»
  • «به مرغشان کیش نمی‌شه گفت.»
  • «به مرگ می‌گیره تا به تب راضی بشه.»
  • «به هرکجا که روی آسمان همین رنگه.»
  • «به یکی گفتند: بابات از گرسنگی مُرد. گفت: داشت و نخورد؟»
  • «به یکی گفتند: سرکه هفت‌ساله داری؟ گفت: دارم و نمی‌دم، گفتند: چرا؟ گفت: اگر می‌دادم هفت ساله نمی‌شد.»
  • «بیله دیگ، بیله چغندر.»
  • بیلش را پارو کرده
  • «بین همه پیامبرها جرجیس را پیدا کرده»
  • «از ترس عقرب جراره به نیش مار غاشیه پناه بردن»
  • << برای خاگینه کلفته بگذار عمه بخفته برای گریه و زاری بروید عمه را بیاورید>>
  • با آب حمام دوست می گیرد
  • باج سبیل
  • باد آورده را باد می برد
  • باد صرصر
  • بادنجان دور قاب چین
  • با سلام و صلوات
  • باش تا صبح دولتت بدمد
  • با همه بله، با من هم بله
  • برعکس نهند نام زنگی کافور
  • برج زهرمار
  • بالاتر از سیاهی رنگی نیست
  • به خاک سیاه نشاندن
  • برو آنجا که عرب نی انداخت
  • بز بیاری
  • بره کشان است
  • بر قوزک پایش لعنت
  • بعد از سی سال نوروز به شنبه افتاد
  • بز اخفش

پ

  • «پا را به اندازه گلیم باید دراز کرد.»
  • «پای خروستو ببند، به مرغ همسایه هیز نگو.»
  • «پایین‌پایین‌ها جاش نیست، بالابالاها راش نیست.»
  • «پز عالی، جیب خالی.»
  • «پس از چهل سال چارواداری، الاغ خودشو نمی‌شناسه.»
  • «پس از قرنی شنبه به نوروز میافته.»
  • «پستان مادرش را گاز گرفته.»
  • «پسرخاله دسته دیزی.»
  • «پسر زائیدم برای رندان، دختر زائیدم برای مردان، موندم سفیل و سرگردان.»
  • «پسر کو ندارد نشان از پدر// تو بیگانه خوانش نخوانش پسر.»
  • «پشت تاپو بزرگ شده.»
  • «پشه لگدش کرده.»
  • «پنج انگشت برادرند، برابر نیستند.»
  • «پوست خرس نزده می‌فروشه.»
  • «پول است نه جان است که آسان بتوان داد.»
  • «پول پیدا کردن آسونه، اما نگهداریش مشکله.»
  • «پول حرام، یا خرج شراب شور میشه یا شاهد کور.»
  • «پولدارها به کباب، بی‌پولها به بوی کباب.»
  • «پول ما سکه عُمَر داره.»
  • «پیاده شو با هم راه بریم.»
  • «پیاز هم خودش راداخل میوه‌ها کرده.»
  • «پی خر مرده میگرده که نعلش را بکنه.»
  • «پیراهن بعد از عروسی برای گل منار خوبه.»
  • «پیرزنه دستش به درخت گوجه نمی‌رسید، می‌گفت: ترشی بمن نمی‌سازه.»
  • «پیش از آخوند منبر نرو.»
  • «پیش رو خاله، پشت سر چاله.»
  • «پیش قاضی و معلق بازی.»

ت

  • «تا ابله در جهانه، مفلس درنمی‌مانه.»
  • «تابستون پدر یتیمونه.»
  • «تا پریشان نشود کار به سامان نرسد.»
  • «تا تریاق از عراق آرند، مار گزیده مرده باشد.»
  • «تا تنور گرمه نون‌و بچسبون.»
  • «تا تو فکر خر بکنی ننه، منو در بدر می‌کنی ننه.»
  • «تا چراغ روشنه جونورها از سوراخ میان بیرون.»
  • «تا شغال شده بود به چنین سوراخی گیر نکرده بود.»
  • «تا کرکس بچه‌دار شد، مردار سیر نخورد.»
  • «تا گفته‌ای غلام توام، می‌فروشنت.»
  • «تا گوساله گاو بشه، دل مادرش آب می‌شه.»
  • «تا مار راست نشه توی سوراخ نمی‌ره.»
  • «تا نازکش داری نازکن، نداری پاهاتو دراز کن.»
  • «تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها.»
  • «تا نباشد چوب تر فرمان نبرند گاو وخر.»
  • «تا هستم به ریش تو بستم.»
  • «تب تند عرقش زود در میاد.»
  • «تخم‌مرغ دزد، شتر دزد می‌شه.»
  • «تخم نکرد، وقتی هم کرد توی کاهدون کرد.»
  • «ترب هم جزء مرکبات شده.»
  • «ترتیزک خریدم قاتق نونم بشه، قاتل جونم شد.»
  • «تره به تخمش می‌ره، حسنی به باباش.»
  • تعارف آب حمام.
    • معنا: تعارف شاه عبدالعظیمی. (امثال و حکم دهخدا)؛ دعوت کردن کسی را به چیزی بی‌ارزش چون آب خزینهٔ حمام را به تازه‌وارد اهداء کردن.
  • «تعارف شاه عبدالعظیمی است.»
    • معنا: این که بزبان گوید بمنزل من آیید یا فلان متاع از شماباشد و از دل راضی نیست. (امثال و حکم دهخدا).
  • «تعارف آمد و نیامد دارد.
    • معنا: «اگر گمان کرده بودیدکه او احسان شما را نمی‌پذیرد بر خلاف پذیرفت. (امثال و حکم دهخدا). و این مثل را در موردی زنند که خواننده و دعوت کننده بدروغ و ریا چیزی را به اصرار هدیه می‌کنند یا دعوتی را پیشنهاد می‌نماید بگمان آن که دعوت شونده از قبول آن سر باز خواهد زد ولی در عمل خلاف این فکر پیش آید.»[۲]
  • «تغاری بشکند ماستی بریزد// جهان گردد به کام کاسه لیسان.»
  • «تف سر بالا، بر می‌گرده به ریش صاحبش.»
  • «تلافی غوره رو سر کوره در میاره.»
  • «تنبان مرد که دو تا شد به فکر زن دوم می‌افته.»
  • «تنبل مرو به سایه، سایه خودش می‌آیه.»
  • «تنها به قاضی رفته خوشحال برمی‌گرده.»
  • «تو از تو، من از بیرون.»
  • «تو بگو ف من میگم فرحزاد.»
  • «توبه گرگ مرگه.»
  • «تو که نی‌زن بودی چرا آقا دائیت از حصبه مرد.»
  • «تومون خودمونو می‌کشه، بیرونمون مردم را.»
  • «توی دعوا نون و حلوا خیر نمی‌کنند.»

ث

  • «ثنای خویش گفتن بود از تهی‌میانی» (پس از این‌همه مناقب، خجلم خجل پشیمان که...) نظامی
  • «ثوابت باشد ای دارای خرمن// اگر رحمی کنی بر خوشه‌چینی» حافظ
  • «ثواب راه به‌خانه صاحب خود می‌برد.»

ج

  • «جا تره و بچه نیست.»
  • «جاده دزد زده تا چهل روز امنه.»
  • «جای سوزن انداختن نیست.»
  • «جایی نمی‌خوابه که آب زیرش بره.»
  • «جایی که میوه نیست چغندر، سلطان مرکباته.»
  • «جل و پلاس‌اش را جمع کرد.»
  • «جلوی آب رودخانه را می‌شود گرفت، جلوی حرف (دهن) مردم را نه.»
  • «جواب ابلهان خاموشیست.»
  • «جواب‌های، هویه.»
  • «جوانی کجائی که یادت بخیر.»
  • «جوجه را آخر پائیز می‌شمرند.»
  • «جوجه همیشه زیر سبد نمی‌مونه.»
  • «جو دادن خر تو کتل (کوتل) فایده نداره.»
  • «جون به عزرائیل نمی‌ده.»
  • «جهود، دعاش را آورده.»
  • «جهود خون دیده!»
  • «جیبش تار عنکبوت بسته.»
  • «جیگر جیگره، دیگر دیگره.»
  • «جهان دیدن به از جهان خوردن است.»

چ

  • چنان نماند و چنین نیز هم نخواهد ماند.
  • «چار دیواری اختیاری.»
  • «چاقو دسته خودشو نمیبره.»
  • «چاه‌کن همیشه ته چاهه.»
  • «چاه مکن بهر کسی، اول خودت، دوم کسی.»
  • «چاه نکنده منار دزدیده.»
  • «چرا توپچی نشدی.»
  • «چراغی که به خانه رواست، به مسجد حرام است.»
  • «چراغی را که ایزد برفروزد هر آنکس پف کند ریشش بسوزد.»
  • «چشیده خور بدتر از میراث خوره.»
  • «چشم داره نخودچی، ابرو نداره هیچی.»
  • «چشمش آلبالو گیلاس می‌چینه.»
  • «چشمش هزار کار میکنه که ابروش نمیدونه.»
  • «چغندر گوشت نمیشه، دشمنم دوست نمیشه.»
  • «چنار در خونه‌شونو نمی‌بینه.»
  • «چنین است رسم سرای درشت»
  • «چوب خدا صدا نداره، هر کی بخوره دوا نداره.»
  • «چوب دو سر طلاست.»
  • «چوب را که برداری، گربه دزده فرار میکنه.»
  • «چوب معلم گله، هر کی نخوره خله.»
  • «چو به گشتی، طبیب از خود میازار// چراغ از بهر تاریکی نگه‌دار.» (... که بیماری توان بودن دگر بار) سعدی
  • «چو دخلت نیست خرج آهسته‌تر کن// که می‌گویند ملاحان سرودی// اگر باران به کوهستان نبارد// به سالی دجله گردد خشک رودی»
  • «چه خوشست دوشاب فروشی، هیچ‌کس نخرد خودت بنوشی.»
  • «چه عزائیست که مرده‌شور هم گریه می‌کنه.»
  • «چه علی خواجه، چه خواجه علی.»
  • «چه کشکی، چه دوغی.»
  • «چه مردی بود کز زنی کم بود.» (چو از راستی بگذری خم بود...) عنصری
  • «چیزی که شده پاره، وصله ور نمی‌داره.»
  • «چیزی که عوض‌داره گله&zwnj
/ 2 نظر / 1100 بازدید
الهام

لطفا معنی ضرب المثل موورچه چه باشد کله پاچش چه باشد را بزارید خیلی زود نیاز دارم..............

هانیه

این ضرب المثل برای کتاب نهم نوشتاری می خوام خواهش می کنم