• احسن القصص

    فرهنگ فارسی عمید

    ۱. بهترین قصه‌ها.۲. نام دیگر سورۀ یوسف در قرآن مجید.


  • پرنسس

    فرهنگ فارسی عمید

    شاهزاده‌خانم؛ شاه‌دخت.

  • تجسس

    فرهنگ فارسی عمید

    جستجو کردن در امری یا چیزی.

  • تخصص

    فرهنگ فارسی عمید

    ۱. خاص گردیدن؛ به چیزی مخصوص شدن.۲. در کاری یا امری مهارت داشتن.

  • حصص

    فرهنگ فارسی عمید

    = حصه

  • سس

    فرهنگ فارسی عمید

    گیاهی انگلی و بی‌برگ که فقط گل‌های ریز دارد و مانند ریسمان به گیاه‌هایی که ساقه‌های نرم دارند از قبیل خیار، خربزه، و شبدر می‌پیچد و مواد غذایی آن‌ها را جذب می‌کند و سبب زردی و نابودی آن‌ها می‌شود؛ پیچ شبدر.

  • عسس

    فرهنگ فارسی عمید

    پاسبان.

  • غصص

    فرهنگ فارسی عمید

    =غصه

  • قصص

    فرهنگ فارسی عمید

    ۱. = قصه۲. بیست‌وهشتمین سورۀ قرآن کریم، مکی، دارای ۸۸ آیه.

  • مؤسس

    فرهنگ فارسی عمید

    تٲسیس‌کننده؛ بنیان‌گذار.

  • متجسس

    فرهنگ فارسی عمید

    ۱. جستجوکننده؛ تجسس‌کننده.۲. جاسوس.

  • متخصص

    فرهنگ فارسی عمید

    کسی که در کاری به‌خصوص مهارت و بصیرت دارد.۲. (پزشکی) پزشکی که در رشته‌ای خاص تخصص یافته است.۳. (صفت) مختص؛ مخصوص.

  • مجصص

    فرهنگ فارسی عمید

    گچ‌بری‌شده؛ گچ‌کاری‌شده.

  • مخصص

    فرهنگ فارسی عمید

    ۱. خاص‌شده.۲. تخصیص‌یافته.