زبان، ابزار انتقال "احساس" و "اندیشه" است و شعر هم آمیزه ای از این دو است که به شیوه ای غیرمستقیم و هنری ( خیال انگیز ) بیان می شود؛ به همین دلیل است که شعر را " گره خوردگی زبان و خیال " دانسته اند.


-   اگر شما فکر و اندیشه ای والا و ارزش مند داشته باشید،

 - اگر از احساسی قوی و عاطفه ای سرشار بهره مند باشید،

  و...

اما،

 نتوانید به زبانی " سالم " و " رسا و جذاب" آن را بیان کنید،

 - هیچ کس نمی تواند با احساس شما شریک شود،

-   از آرا و اندیشه های شما استفاده کند،

و از همه مهم تر این که،

-   نمی تواند از بیان احساس و اندیشه ی شما، لذت و بهره ی هنری ببرد.

اصولا من و شما شعر می سراییم برای این که،

-  احساس و اندیشه ی خود را بروز دهیم،

-   توجه دیگران ( مخاطبان ) را به اثرخود جلب کنیم،

-    ذهن آنان را با افکار و عواطف خود درگیر و همراه کنیم.

برای این که به این هدف های مهم دست یابیم، لازم است در شعر، زبانی سالم، نو، خلاق، جذاب و تاثیرگذار داشته باشیم.

 

توجه داشته باشیم که،

-   شاعری که زبان سالمی ندارد و قواعد دستور و اصول زبان فارسی را رعایت نمی کند مثل کسی است که لکنت زبان دارد و نمی تواند مقصود خود را به دیگران تفهیم کند؛

-   شاعری که زبان نو و تازه ای در شاعری ندارد مانند کسی است که حرفی را برای عده ای بارها و بارها بدون هیچ تغییری تکرار کند؛ قطعا همه – حتی خود او – از این همه تکرار، ملول و خسته خواهند شد:

" سخن، نو آر که نو را حلاوتی ست دگر..."

-    شاعری که زبان خلاقی نداشته باشد، میان او و دیگر مردم که اشعار زیادی از بر شده اند و حتی گاهی شعر هم می سرایند، تفاوت و وجه امتیازی نیست. اصولا مهم ترین وجه تمایز میان همه ی شاعران، میزان خلاقیت آنان است. شاعری خلاق است که بتواند رموز زبان و امکانات آن را بشناسد و در آن تصرفات علمی  و تغییرات فنی ایجاد کند و به عبارت دیگر، با هنجار گریزی وهنجار شکنی به " فراهنجار " برسد.

-   شاعری که زبانی جذاب و تاثیرگذار نداشته باشد نمی تواند ذهن و احساس مخاطب را به خود جذب کند و بر اندیشه و احساس او تاثیر بگذارد. مرکز اعتماد مخاطب به شعر، جذابیت زبان شاعر است.

بعد از این مقدمه ی نه چندان کوتاه، به سراغ عیب های زبانی می رویم و هرهفته یکی از آنها را بر می شماریم.