فصل اول : کلیات

◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘

بخش اول : برخی از تعاریف کلی و اولیه

◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘

1.عروض : علم یا فن سنجیدن شعر و کلام منظوم با افاعیل عروضی و پیدا کردن اوزان اشعار بر پایه ی افاعیل است {برای توضیح بیشتر ر – ک : دایره المعارف فارسی زیر عنوان «عروض » و کتاب المعجم فی معاییر اشعار العجم ، ص 23 }

2. شعر : شعر در ادب فارسی کلامی موزن و خیال انگیز است و در عرف مردم کلامی موزون و مقفی {معیار الاشعار ص 1 } الفاظ مهمل و بیهوده را هر چند که دارای وزن و قافیه باشند ، شعر نمیشمارند .


3.کلام : الفاظی است که از حروف تشکیل می شود و بر حسب قرار داد بر معانی مقصود دلالت میکند .{معیار الاشعار ص1}

4.حرف : جزء بسیطی است که از ترکیب آن ها کلمات ساخته میشود {وزن شعر فارسی ص 111 } و حرف ها به مصوت ها و صامت ها تقسیم میشوند

← مصوت ها و صامتها را همه ی عزیزان میدانند منتها من خودم یک بار دیگر مروری بر آن مینویسم منتها نه از روی کتاب :

قبل از هر چیز  ذکر کنم در زبان فارسی خیلی از حروف هستند که با هم یک تلفظ دارند برای مثال « ز – ض -  ظ – ذ » و ما تمام این ها را در یک گروه قرار میدهیم

با این حساب در زبان فارسی « 23 صامت » و «6 مصوت » داریم

مصوت کوتاه  :همان حرکت های خودمون هستند که میشد فتحه و ضمه و کسره ( َ ِ ُ ) میباشند ...

مصوت های بلند در واقع گنده شده (بلند شده ی ) اون سه تا هستن ؛( / ا / ، /ی / ، / و / ) با تلفظ های ( / آ / ، / ای/ ، / او) مثلا در (با / بی / بو )

با این حساب سه مصوت کوتاه داریم / َ ِ ُ / و سه مصوت بلند / ا / /ی/ /و/ که روی هم میشود شش مصوت

و بقیه ی حروف همه میرن توی صامت ها

یه بار هم صامت ها رو با هم مرور کنیم : (بین هر « / / » یک واج حساب میشود )

/ء ، ع / ، /ب/،/ پ/، /ت ط/، /ج/ ، /چ/، /خ/، /د/،/ ر/،/ ز ،ذ، ظ، ض/،/ ژ/، /س ، ث، ص/ ش/، /غ ،ق/، /ف/،/ ک/، /گ/، /ل/، /م/،/ ن/،/ و/، /ه ح/ ، /ی./

5. هجا  : واحد ملفوظی است که با یک دم زدن بی فاصله و قطع ادا میشود و گوینده و شنونده آن را واحد گفتار ادراک میکند { ر – ک وزن فارسی ، ص 111 }

← همون «بخش کردن » در دوره ی دبستان است که برای مثال وقتی میخواستیم "مدرسه ی ما " را بخش کنیم دست هایمان را جلوی صورت میگرفتیم و پایین می آوردیم و سپس میگفتیم : مد / ر / سِ / یِ / ما

6.اقسام هجا : هجا ها در زبان فارسی به سه دسته تقسیم میشوند

الف ) هجای کوتاه ؛ ب) هجای بلند ؛ ج) هجای کشیده

← (در مورد هجا ها در بخش آموزش اوزان توضیح داده ام و طبیعتا این مقاله را کسانی میخوانند که با این موارد آشنایی دارند )

7. بیت و مصراع : بیت شعر و یا نظمی است مرکب از دو نیمه که در وزن برابر یکدیگرند و هر نیمه را یک مصراع میگویند .

◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘

بخش دوم: نشانه گذاری برای هجاها و افاعیل عروضی

◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘

هجای کوتاه را با یک نیم دایره یا علامتی شبیه حرف یو « U » نشان میدهند

هجای بلند را با یک خط تیره نشان میدهند «__ »

هجای کشیده را با یک خط تیره و یک نقطه نشان میدهند « __ . »

← البته من و کسانی که باهم کار میکنیم و بعضی از دوستان در سایت های ادبی این موارد را به شکل زیر نشان میدهیم :

کوتاه ← 7

بلند ← __

کشیده ← __ 7

_______________________

ارکان یا افاعیل عروضی :

_______________________

برای سنجیدن وزن شعر از ارکان یا افاعیل عروضی استفاده میشود . هر رکنی از ترکیب چند هجا ساخته میشود . مثلا «فعولن » از سه هجا و «مفاعیلن » از چهار هجا و «متفاعلن » از پنج هجا ساخته شده است ، این رکن ها را «افاعیل عروضی » نیز گفته اند .

افاعیل عروضی «میزان اشعار اند » و مانند میزان های صرفی در ساختمان آنها کلمه ی «فعل (← = ف ع ل ) » به کار رفته است .

ارکان بر دو قسم اند :

1. رکن های اصلی 2. رکن های فرعی

1. رکن های اصلی :

رکن های اصلی ، هشت رکن هستند که به سه دسته ی: الف ) سه هجایی ؛ ب)  چهار هجایی و  ج) پنج هجایی  ؛ تقسیم میشوند.

الف) سه هجایی :

یک هجای کوتاه و دو هجای بلند بعد از آن ( 7 __ __ ) که با «فعولن » مطابق است.

یک هجای کوتاه در میانِ دو هجای بلند ( __ 7 __ ) که با «فاعلن » مطابق است .

ب)چهار هجایی :

یک هجای  کوتاه در اول و سه هجای بلند پس از آن ( 7 __ __ __ ) که « مفاعیلن » است .

هجای کوتاه به عنوان دومین هجا ( __ 7 __ __ ) که «فاعلاتن » است .

هجای کوتاه به عنوان سومین هجا ( __ __  7 __ ) که «مستفعلن » است .

هجای کوتاه به عنوان چهارمین هجا ( __  __ __ 7) که «مفعولاتُ » است .

ج) پنج هجایی :

دو هجای کوتاه و یک هجای بلند و یک هجای کوتاه و یک هجای بلند پشت سر هم ( 7 7 __ 7 __ ) که «متفاعلن » نام مینهند .

یک هجای کوتاه و یلک هجای بلند و دو هجای کوتاه و یک هجای بلند پشت سر هم ( 7 __  7  7 __ ) که «مُفاعَلَتُن» نام مینهند .

_______________________

سنجیدن وزن شعر :

_______________________

برای سنجیدن وزن یک بیت و یا یک مصراع با افاعیل عروضی آنها را به هجاهای مختلف تقطیع میکنند .

 { در عروض قدیم به جای هجاهای بلند و کوتاه به حرکت و سکون توجه میکردند ( ← که در بخش سوم آموزش وزن و عروض در مقاله ی اول آن را نوشته ام ) و اجزای افاعیل عروضی را از آنها میساختند و با تشبیه بیت به خانه این اجزا را سازنده ی بیت تصوّر میکردند و برای آنها به تناسب خیمه ی اعراب نام هایی می نهادند .

اعراب خیمه را با «ستونی » بر پا میکردند و با «طنابی» میکشیدند و با «میخی» بر زمین میکوبیدند .

 میخ را «وتد » ، طناب را «سبب» و جدایی میان میان دامن های خیمه را «فاصله » میگفتند و به همین استناد یک بیت شعر را هم «مرکب از *وتد* ، *سبب* و *فاصله* میدانستند . (← توضیحات در باره ی این ها به طور کامل در بخش سوم آموزش اوزان وجود دارد ؛ هر کدام از این سه ، به دو قسم تقسیم میشوند که برای آگاهی از آن ها و چگونگی تشکیل و نمایش که در این کتاب به دید آموزش در این قسمت نیامده است میتواننید به مقاله ی اول بخش سوم رجوع کنید )

و اما برای نشان دادن حروف «متحرک » از یک دایره ی کوچک ( ○ ) و برای حروف ساکن از یک الف ( ا ) استفاده میشود که مثال های زیر را در نظر داشته باشید :

سبب خفیف ← مانند : مَن ← ○ ا ← ( __ )

سبب ثقیل ← مانند : هَمه ← ○ ○ ← ( 7 7 )

وتد مَقرون ← مانند : چمن ← ○ ○ ا ← (7 __ )

وتد مفروق ← مانند : خسته ← ○ ا ○ ← (__ 7 )

فاصله صغری ← مانند : شِکَنی ← ○ ○ ○ ا ← ( 7 7 __ )

فاصله کبری ← مانند : نَتِرِکَد ← ○ ○ ○ ○ ا ← ( 7 7 7 __ ) }

_______________________

تقطیع شعر به هجا های مختلف :

_______________________

تقطیع عبارت است از برابر کردن هجا های یک بیت با هجا های افاعیل بحری که بیت در آن «بحر » و «وزن» سروده است .

← شیوه ی تقطیع را در بخش اول  مقاله اول آورده ام پس فقط مثال کتاب را مینویسم

برای مثال ما بیت « نکوهش مکن چرخ نیلوفری را » به صورت زیر تقطیع میکنیم :

ن / کو / هش / م / کن / چر / خ / نی  / لو / ف / ری / را

که پس از گذاشتن علائم هجاها در زیر این مصراع بخش شده خواهیم داشت :

ن / کو / هش * م / کن / چر * خ / نی  / لو * ف / ری / را

7 / __ / __ *7 / __ / __ *7 / __ / __ *7 / __ / __

با کمی دقت خواهیم یافت که این مصراع از چهار رکن  سه هجایی ساخته شده است  و بر وزن :

7 / __ / __ *7 / __ / __ *7 / __ / __ *7 / __ / __

ف / عو / لن * ف / عو / لن * ف / عو  / لن * ف / عو / لن

سروده شده است و «فعولن » رکن اصلی است و تغییری در آن داده نشده است .

مثال دیگر از بیدل دهلوی :اشک گهر طینتِ ما راهِ تَپش سر نکند .

اش/ک/ گ/هر* طی/ن/تِ ما* را/هِ/ تَ/پش * سر/ ن/ک/ند

__ / 7 / 7 / __ *__ / 7 / 7 / __ *__ / 7 / 7 / __ *__ / 7 / 7 / __

مفتعلن * مفتعلن * مفتعلن * مفتعلن

اندکی توجه نشان میدهد که «مفتعلن » در رکن های هشت گانه دیده میشود و با تغییراتی که در رکن اصلی داده شده به وجود آمده است (توضیح آن در بحر رجز آمده است ← که در جزوه ی شماره ی دو این کتاب که برای فصل دوم است خواهم آورد ولی خُب در بخش دو وسه ی آموزش عروض اشاراتی به آن شده است )

و همین طور مثالی از حافظ با افاعیل : «مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن » آمده است که برای اینها نیاز به فصل دوم داریم که خواهیم رسید ...

◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘

بخش سوم: نکات دقیق در تقطیع :

◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘

مثال های بالا چنان که مشاهده میکنید به سادگی به هجا های بلند و کوتاه تقسیم میشوند و در تقسیم آنها به هجاهای کوتاه و بلند هیچ مشکلی پیش نمی آید . اما در تقطیع اشعار به هجا ها ، به نکته هایی بر میخوریم که کار را اندکی مشکل میسازد . این نکات که مشکلات تقطیع هم میتوان نام نهاد عبارتند از :

1. حذف هاء غیر ملفوظ :

در تقسیم کلمات به هجا ها ی بلند و کوتاه «هاء» غیر ملفوظ حذف میشود برای مثال تقطیع مصراع زیر از غزل حضرت سعدی به شکل زیر می باشد :

هر که شیرینی فروشد مشتری بر وی بجوشد

هر/ ک/ شی/ری*نی/ ف/رو/شد* مش/ت/ری/ بر* وی/ ب/جو/شد

فاعلاتن* فاعلاتن* فاعلاتن* فاعلاتن

«هاء» غیر ملفوظ در (که) از تقطیع ساقط است .

یا مثالی دیگر از دیوان "قاآنی شیرازی " :

الا که مژده میبرد به یار غمگسار من

ا / لا / ک / مژ * د / می / ب / رد * ب / یا / ر / غم  * گ / سا / ر / من

مفاعلن* مفاعلن* مفاعلن* مفاعلن

«هاء » غیر ملفوظ «که» و «مژده » و «به» حذف شده است .

یاد آوری : هر گاه «هاءغیر ملفوظ» در آخرین هجای رکن اصلی و یا رکنهای فرعی که به هجای بلند ختم میشوند ، واقع شود با حرف پیش از خود یک هجای بلند محسوب میشود.

مانند مصراع زیر از کلیات شمس تبریزی :

روشن ندارد خانه را قندیل نا آویخته

رو/شن/ ن/دا*رد/ خا/ن/ را* قن/دی/ل/ نا* آو/ی/خ/ته

مستفعلن * مستفعلن* مستفعلن* مستفعلن

همانگونه که دیده میشود «های خانه » حذف شده است و «های آویخته » با حرف پیش از خود یک هجای بلند ساخته است .

2.حذف همزه و یا الف :

گاهی الف و یا همزه تلفظ نمیشوند و در تلفظ حذف میشوند . مانند مصراع زیر از دیوان "مجمر اصفهانی" :

من اگر رندم اگر شیخ زهر فرقه که هستم

مَ / نَ / گر / رن* دَ / مَ / گر / شی * خ / ز / هر / فر * ق / ک / هس / تم

فعلاتن* فعلاتن* فعلاتن *فعلاتن

«الف» در «اگر» در هر دو مورد به جهت تلفظ نشدن حذف شده است . و مانند مصراع زیر از غزلیات خواجوی کرمانی :

کواکب در سجود افتند اگر لب را بجنبانی

ک / وا / کب / در * س / جو / دُف / تن* دَ / گر / لب / را * ب / جن / با / نی

«الف» «افتند» و «اگر» به جهت عدم تلفظ حذف شده است .

3.مدّ

مد یک حرف به شمار میرود و الفی که مد داشته باشد یک هجای بلند محسوب میشود . مانند مصراع زیر از هاتف اصفهانی :

شستم ز می در پای خم دامن ز هر آلودگی

شس / تم / ز / می * در / پا / ی / خم * دا / من / ز / هر * آ / لو / د / گی

مستفعلن* مستفعلن* مستفعلن* مستفعلن

«آ» در کلمه ی آلودگی یک هجای بلند محسوب میشود

یاد آوری : «آ» اگر مصوت بلند حرف پیش از خود واقع شود مدّ از تقطیع حذف میشود . مانند بیت زیر از دیوان "خواجوی کرمانی " :

گر چه مه در عالم آرایی ز گیتی بر سر آمد

پر / چ / مه / در * عا / ل / ما / را * یی ز / گی / تی * بر / س / را / مد

فاعلاتن* فاعلاتن* فاعلاتن* فاعلاتن

مد در هر دو کلمه «آرایی و آمد » به جهت آنکه «آ» مصوت بلند حرف پیش از خود تلفظ شده است ، حذف شده.

4.تشدید ( ّ )

تشدید یک حرف به حساب می آید ، به عبارت دیگر کلمه ی مشدد همانگونه که در تلفظ تکرار میشود به هجا ها تبدیل میشود . مانند مصراع زیر از کلیات سعدی :

سخن پیدا بُوَد سعدی که حدّش تا کجا باشد

س / خن / پی / دا * ب / ود / سع / دی * ک / حد / دش / تا * ک / جا / با / شد

مفاعیلن * مفاعیلن * مفاعیلن * مفاعیلن

«د» در کلمه ی «حدّش» دو حرف تلفظ شده است و در دو هجای بلند قرار گرفته است

5.نون ساکن :

نون ساکنی که پس از مصوت های بلند ( ا / ی / و ) بیاید از تقطیع ساقط میشود مانند مصراع زیر از دیوان "این یمین فریومدی" :

آن ترک یغمایی نگر دل ها به یغما می برد

آ / تر / ک / یغ * ما / یی / ن / گر * دل / ها / ب / یغ * ما / می / ب / رد

مستفعلن * مستفعلن * مستفعلن * مستفعلن

«نون» کلمه ی «آن» ساکن است و پیش از آن مصوت بلند « آ » واقع شده است بنابر این از تقطیع ساقط شده است

← چون روی این بخش در آموزش قبلی مفصلا صحبت کرده ایم از زدن مثال های دیگر کتاب خود داری میکنم با این حال دوستان اگر خواستند تقدیمشان خواهم کرد.

6. واو عطف :

الف) واو عطف در مواردی حرکه ی حرف ما قبل خود محسوب میشود ( به مصوت کوتاهی تبدیل میشود ) . مثال از کلیات "شمس تبریزی " :

صد عقل و جان اندر پیَش بی دست و بی پا آمده

صد / عق / ل / جا * نَن / دَر / پ / یَش * بی / دس / تُ / بی * پا / آ / م / ده

مستفعلن * مستفعلن * مستفعلن * مستفعلن

شاهد مثال «و» (عقل و جان ) و (بی دست و بی پا ) است که هر دو به صورت مصوت کوتاهی برای حرف های پیش از خود در آمده اند .

ب) گاهی «و» در اواسط رکن ها و غالبا در اواخر ارکان ، کشش بیشتری پیدا میکند و با حرف پیش از خود به صورت هجای بلند تلفظ میشود و هجای بلند محسوب میشود .

مثال برای اواسط رکن ها از "سعدی ":

چنان صرف کن دولت و زندگانی

چ / نا / صر * ف / کن / دو * ل / ◘تو◘ / زن * د / گا / نی

فعولن * فعولن * فعولن * فعولن

مثال برای اواخر رکن ها از "سعدی" :

به جولان و خرامیدن درآمد سرو بستانی

ب / جو / لا / ◘نو◘* خ / را / می / دن * د / را / مد / سر * و / بس / تا / نی

مفاعیلن* مفاعیلن * مفاعیلن * مفاعیلن

ج) واو عطف در آغاز رکن ها به تلفظ در می آید مثال از کلیات "شمس تبریزی " :

وگر باشد شبه تابان کجا دردانگی کردن

وَ / گر / با / شد * ش / بَه / تا / با * ک / جا / در / دا * ن / گی / کر / دن

م / فا / عی / لن * م / فا / عی / لن * م / فا / عی / لن * م / فا / عی / لن

«و» در «وگر» در آغاز رکن قرار گرفته است و یک هجای کوتاه را نشان داده است .

7.واو بیان حرکه : واوی است که در صحیح لغت دری ملفوظ نیست مانند : واوِ (تو و دو و چو ) که واو ، حرکه حرف پیش از خود است و مصوت کوتاهی برای حرف پیش محسوب میشود و در تقطیع حذف میشود. مثال از کلیات شمس :

دو رویی با چنان رایی پلیدی با چنان جویی

دُ / رو / یی / با * چ / نا / را / یی * پ / لی / دی / با * چ / نا / جو / یی

مفاعیلن * مفاعیلن * مفاعیلن * مفاعیلن

«دو» یک هجای کوتاه به حساب می آید .

و اما مثالی  دیگر از کلیات "شمس تبریزی " :

گریبانم دریدی تو و دامانم کشیدی تو

گ / ری / با / نم * د / ری / دی / تو * و / دا / ما / نم * ک / شی / دی / تو

مفاعیلن * مفاعیلن * مفاعیلن * مفاعیلن

«تو» در همه ی رکن ها در آخر رکن واقع شده و هجای بلند محسوب شده است .

8.واو اشمام ضمّه : (گویی که حرکت ما قبل این واو فتحه بوده و به سبب واو بویی از ضمه گرفته است ) . واو اشمام ضمه چون به تلفظ در نمی آید از تقطیع حذف میشود مانند واو خواسته و خواب و استخوان ...

مثال از دیوان خواجوی کرمانی :

"بت پرستان صورتش را سجده می آرند و شاید

گر کند خواجو به معنی آن جماعت را امامی "

بت/ پ/رس/تا* صو/ر/تش/ را *  سج/د  /می/ آ * رن/ دُ /  شا/ ید

گر / ک/ند/ خا *جو/ به/ مع/نی * آ/ ج/ ما /عت * را /  ا/ ما / می

فاعلاتن * فاعلان * فاعلاتن * فاعلاتن

«واو » در «خواجو» تلفظ نمیشود و حذف میشود .

9.کسره ی اشباعی :

هجای کوتاهی است که باید آن را به هجای بلند تبدیل کرد به عبارت دیگر حرف متحرکی است که میتوان یک حرف صامت بر آن افزود ( به شرطی که این افزایش در وزن شعر مشکلی ایجاد نکند ) .

*** به جهت آنکه این هجای کوتاه همیشه پس از مضاف می آید آن را کسره ی اشباعی  گفته اند . ***

در بیت زیر دقت کنید از کلیات سعدی :

اگر لذّت ترک لذّت بدانی

دگر لذّت نفس لذّت نخوانی!

در این بیت کلمه ی لذت چهار مرتبه تکرار شده است که در دو مورد مضاف واقع شده است (لذّت ترک ) و (لذّت نفس ) که در هر دو مورد  «تا» لذت باید به هجای بلند تبدیل شود .

به عبارت دیگر میتوان یک صامت مثلا «ش» در آخر هر دو افزود و بیت بالا را به صورت زیر خواند

اگر لذّتش ترک لذّت بدانی

دگر لذّتش نفس لذّت نخوانی!

یادآوری این نکته ضروری است که کسره ی هر مضافی کسره ی اشباعی نیست مثلا ما نمیتوانیم در آخر کلمه ی «ترک» که مضاف است حرف صامتی بیافزاییم و بگوییم : «اگر لذّتش ترکش لذّت بدانی » به وضوح میبینیم که وزن شعر شکسته میشود و شعر وزن خود را از دست میدهد .

← این همان موارد است که در تقطیع عزیزان برای مثال بِ را به این شکل مینویسم : بِ = بی

در بیت زیر از حضرت حافظ در سه مورد کسره ی اشباعی دیده میشود :

"بتی دارم که گرد گل ز سنبل سایبان دارد

بهار عارضش خطّی به خون ارغوان دارد "

"ب /تی /دا/رم* ک / گر/د= دی /گل * ز /سن/بل/ سا * ی/با / دا/رد

ب/ها /ر=ری /  عا * ر/ضش/ خط/ طی  * به/ خو/ن =نی / ار * غ/وا/ دا/رد "

مفاعیلن * مفاعیلن * مفاعیلن * مفاعیلن

10. هجای کشیده :

الف ) یک مصوت کوتاه و سه صامت و یا یک مصوت بلند و دو صامت مانند «چرخ » ؛ «هفت» ، «روز» و «خواب»  در مثال هایی از شمس تبریزی و سعدی . این گونه هجا ها «به جز در آخر مصراع ها » به یک هجای بلند و یک هجای کوتاه تبدیل میشود.

← دقیقا برای همین موضوع است که عزیزانی که با هم کار میکنیم هجا های کشیده را در سایت با «__ 7 » مشخص میکنیم .

مثال از کلیات شمس :

ور از نُه چرخ بر تازی بسوزی هفت دریا را

بدرّم چرخ و دریا را به عشق و صبر و پیشانی

و / رز / نُه / چر * خ / بر / تا / زی * ب / سو / زی / هف* ت / در / یا / را

ب / در / رم / چر* خُ / در / یا / را * ب / عش / قو / صب* رُ / پی / شا / نی

مفاعیلن* مفاعیلن* مفاعیلن* مفاعیلن

مثال از کلیات سعدی :

نشان عاشق آن باشد که شب با روز پیوندد

ترا گر خواب میگیرد نه صاحب درد عشّاقی

ن / شا / ن=نی / عا * ش / قا / با / شد * ک / شب / با / رو*ز / پی / ون / دد

ت / را / گر / خا * ب / می / گی / رد * ز / صا / حب /در * د / عش / شا /قی

ب)یک مصوت بلند و سه صامت مانند «کیست » و «کارد» و «سوخت » (که در آنها سه حرف ساکن دیده میشود ) . در این موارد صامت سوم حذف میشود آن گاه مانند مورد الف در هجای کشیده عمل میشود . مثال از غزل حافظ :

آن کیست کز روی کرم با ما وفا داری کند؟

بر جای بدکاری چو من یک دم نکو کاری کند .

آ /◘ کی / س◘ / کز * رو / ی=یی / کَ / رم * با / ما / و / فا * دا / ری / ک / ند

مستفعلن * مستفعلن * مستفعلن * مستفعلن

11.یاء مفتوح و یاء مختوم به مصوت بلند «آ» ، که ماقبلش حرف مکسور باشد مانند سیه و گیاه و بیا ؛ در این موارد حرف پیش از «یا» یک هجای یک هجای کوتاه محسوب میشود و یا با حروف بعد یک هجای بلند و یک هجای کشیده را تشکیل میدهد . مثلا «سیه» به «س / یه = 7 / __ » تقطیع میشود .

مثال از غزل حافظ :

به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم

بیا کز چشم بیمارت هزاران درد بر چینم

ب / مژ / گا / ن=نی * س / یه / کر / دی * ه / زا / را / رخ * نِ / در / دی /نم

ب / یا / کز / چش* م / بی / ما / رت * ه / زا / را / در * د / بر / چی / نم

مفاعیلن* مفاعیلن * مفاعیلن * مفاعیلن

کلمات «سیه و بیا » هر دو به یک هجای کوتاه و یک هجای بلند تقطیع شده است .

◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘

بخش چهارم : تمرین های فصل اول :

◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘

← دوستان در انتها ی فصل اول چند بیت برای تمرین تقطیع داده شده است که من آن چند بیت را می آورم اما تقطیع نمیکنم . عزیزانی که دوست داشتند تقطیع کنند ، و اگر  مشکلی داشتند برای من به صورت خصوصی یا عمومی بفرستند و من تقطیع صحیح را علاوه بر نکات آن ، تقدیم خواهم کرد .

ابیات :

1.این چه مِی بود از چه ساغر ریخت ساقی در گلویم / کز سَرِ مستی گذشت از هر دو عالم های و هویم «میرزا حبیب خراسانی »

2.ای که میدانی ندارم غیر درگاهت پناهی / دیگر از من برمگردان روی خود گاهی نگاهی «اخوان ثالث »

3.ز لعلم ساغری در ده که چون چشم تو سرمستم / و گر گویم که چون زلفت پریشان نیستم ؛ هستم «خواجوی کرمانی »

4.اگر زلفت به هر تاری اسیر تازه ای دارد / مبارک باشد اما دلبری اندازه ای دارد «مجذوب علی شاه »

5.صد شکر گویم هر زمان، هم چنگ را ، هم جام را / کاین هر دو بردند از میان ، هم ننگ را ، هم نام را ! «قا آنی »

6.عمری است تا من در طلب، هر روز گامی میزنم / دست شفاعت هر زمان ، در نیک نامی میزنم «حافظ»

7. غمش در نهانخانه ی دل نشیند  / به نازی که لیلی به محمل نشیند «طبیب اصفهانی »

8.در این منزل اهل وفایی نیابی / مجوی اهل کامروز جایی نیابی «خاقانی »

9.تو از خواری همی نالی نمیبینی عنایت ها / مخواه از حق  عنایت ها و یا کم کن شکایت ها «مولوی »

10***. نگشوده دیده ی ناظری به جمال مثل تو شاهدی / به جمال قبله ی کافری به کمال کعبه ی زاهدی «مشتاق کرمانی »