♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

قالب های نو (جدید و مدرن )

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦


 ◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘

15. قالب نیمایی  :

◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘

 شعر نیمایی  شعری است با وزن عروضی منتها مصراع های آن مانند شعر کلاسیک در قید و بند تعداد رکن نیست ! و میتواند کمتر از دو رکن و بیشتر از چهار رکن باشد .

قافیه در شعر نیمایی جای منظم و مشخصی ندارد و در واقع مرحوم نیما یوشیج قافیه را در شعر نیمایی مانند زنگ شعر میدید که معنا و مفهوم در عین پیوستگی شعری تغییر میکند ( که در مقالات بعدی مفصل در این باره بحث خواهیم کرد . )

از جمله شاعران معروفی که در قالب نیمایی شعر داشته اند میتوان به نیما یوشیج (علی اسفندیاری ) ، اخوان ثالث (م. امید ) ، فروغ ، سهراب سپهری و احمد شاملو اشاره داشت .

نمونه ای از شعر نیمایی :

سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت

سرها در گریبان است.

کسی سربر نیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را

نگه جز پیش پا را دید نتواند

که ره تاریک و لغزان است ... ( اخوان ثالث )

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

تفاوت میان قالب «بحر طویل» و «نیمایی»

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

خیلی از شاعران عزیز که نیمایی هم میگویند بحثی مشاهده میشود که واقعا من خودم تا چند وقت پیش نمیدانستم و استاد نجفی نوکاشتی عزیز این موضوع را بیان کردند که واقعا با عقل هم در میان بگذاریم دقیقا درست است . و آن بحث بر سر «پایان بندی سطر ها » است.

 باید بدانیم که  برای تمیز قائل شدن شعر نیمایی از بحر طویل توصیه شده در پایان بندی سطرهای اشعار نیمایی دقت کافی صورت بگیرد. و اگر بخواهیم مختصر به آن بپردازیم  برای پایان بندی سطر ها میبایست از موارد زیر حداقل یک مورد را به کار بگیریم که عبارتند از :

 1.مزاحف کردن رکن آخر سطر

2.قافیه قرار دادن سطر با سطرهای دیگر

3.استفاده از هجای کشیده در آخرین هجای رکن آخر. یعنی پایان دادن سطر با یک یا دو هجای اضافه

4.در پاره ای موارد اتمام سطر با یک فعل می تواند به پایان بندی شعر کمک کند

 ◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘

16. قالب سپید (شاملویی)  :

◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘

قالب سپید که از آن به  قالب شاملویی و آزاد (البته در جا هایی دیدم که برای نیمایی هم نام آزاد را به کار میبرند . ) نیز یاد کرده اند  شعری است که وزن عروضی ندارد اما آهنگ و ذهنیت های وزنی (در برخی از آن ها )  و موسیقی در آن نمودار میباشد و قافیه هم در این نوع از شعر جای ثابتی ندارد .

این قالب در دهده ی سی هجری با مجموعه ی هوای تازه از احمد شاملو هویت پیدا کرد که البته در مقالات بعدی اشاره ای به این موضوع خواهم داشت .

از جمله شاعران معروف در این قالب شعری میتوان به احمد شاملو ، احمدرضا احمدی ، فروغ فرخزاد و منوچهر آتشی اشاره کرد .

نمونه ای از سپید :

دلم گرفته است/ دلم گرفته است /به ایوان می روم و انگشتانم را بر پوست کشیدهٔ شب می کشم/ چراغ‌های رابطه تاریکند/ چراغ‌های رابطه تاریکند/ کسی مرا به آفتاب معرفی نخواهد کرد/ کسی مرا به مهمانی گنجشک‌ها نخواهد برد/ پرواز را به خاطر بسپار/ پرنده مردنی ست. (فروغ فرخزاد)

◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘

17. قالب موج نو و برخی از شاخه های آن  :

◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘

شعر موج نو را اولین بار بیژن الهی و به گفته ی برخی احمدرضا احمدی بنیان گذاشتند البته بعدا در باره ی آن در مقالات بعدی بیشتر خواهیم گفت .

البته عنوان جریان شعر موج نو را میتوان به فریدون رهنما نسبت داد که خود ایشان بودند که از امثالی مانند پرویز اسلامپور ، بهرام اردبیلی ، بیژن الهی و احمدرضا احمدی و سایر شاعران موج نو حمایت کردند .

شعر موج نو نه تنها وزن عروضی ندارد بلکه موسیقی و آهنگ خاصی هم ندارد و تنها تفاوت آن با نثر و نوشته  در عنصر خیال آن میباشد .شاعرانی که در متن نوشته آورده ام از شاعران همین نوع شعر هستند .

نمونه ای از موج نو :

ای تو/ای تو عادل /تو عادلانه غزل را /در خواب /در ظرف های  شکسته /تنها نمی گذاری (احمدرضا احمدی )

 شعر موج نو به شاخه هایی تقسیم میشود که از آن جمله میتوان به چند تا از موارد زیر اشاره داشت .

الف . شعر ناب ( موج ناب )  :

شعر ناب جریانی از شعر نو است که توسط جناب منوچهر آتشی در سال های دهه ی ششم قرن معاصر در ایران بنیان گذاری شد .

شعر ناب را زیر مجموعه ای شعر موج نو میدانند برای همین به آن موج ناب نیز گفته اند .

متاسفانه هر چه گشتم تا ویژگی های این شعر رو پیدا کنم به جز اسامی چیزی نیافتم .

اما از اون جایی که یکی از اهداف من برای ارائه ی این مقالات آموزش شخصی خودم و افزایش سطح علمی خودم است از دوستان و اساتید عزیز خواهش میکنم اگر درباره ی چگونگی و تفاوت این شعر اطلاعاتی رو دارند در اختیار این شاگرد حقیر قرار دهند .

 ب) شعر حجم :

در باره ی این نوع شعر هم اطلاعات چندانی در دست ندارم ولی وقتی در باره اش مطالعه میکردم یک گذرگاهی بسیار جالب و پر از فراز و نشیب و البته با داستانی بسیار خواندنی بود.

هرچند از این قالب هم نتوانستم تعریفی بیرون بکشم و منتظر نظر استادان هستم اما با این حال احتمالا باید قالبی بسیار جنجالی باشد .

ولی پیدایشی بسیار جالب داشت که پس از کامل شدن مطالعاتم به شرط حیات در مقالات بعدی ذکر خواهم کرد .

ج: شعر پست مدرن ( پسا نو گرا ) :

از ویژگی های این شعر میتوان به ساختار شکنی و معناگریزی و نگاه متفاوت آن اشاره کرد که البته در تعاریف این نوع شعر به اصطلاحاتی برخوردم که شاید نیاز به یادگیری داشتند پس برداشت خود را راجع به آن نوشتم .

در باره ی این شعر باید گفت که ابتدا در آمریکا به وجود آمده و سپس در اروپا رواج پیدا کرده است .

بیشترین دلیلی که این نوع شعر را آوردم این بود که از شاعران سایت های مجازی میدیدم بعضا نام قالب های تعریف نشده ی خود را که بعضا شباهت بسیاری به اشعار کلاسیک داشت و در جاهایی دچار مشکل بود را پست مدرن میگذاشتند !

حال اگر این عزیزان توضیحی دارند که باعث یادگیری این حقیر شود سر تا پا آمده ی یادگیری هستم .

 البته من از دوستی اگر اشتباه نکنم جناب احمد سوسرایی بود در باره ی شعر پسا نو گرا توضیح های زیبایی نوشته بودند و در سایت شعر نو قرار داده بودند که رجوع به آن را دور از لطف نمیبینم.

  موج نو را به دسته های مختلفی دیگر هم تقسیم کرده اند که به نظر من برای خود من و سایر شاعران عزیز زیاد نمیتواند مورد استفاده قرار گیرد .

◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘

18. قالب زلال  :

◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘

خوب رسیدیم به قالب یا سبک ( که قرار بود اظهار نظر نکنیم ) جدیدی که بسیار در سایت های مختلف و میان شاعران عزیز جنجال برانگیز بوده است .

نظر شخصی خودم این است که وقتی که یک شعر را در این راستا میخوانم لذت میبرم و این برای من کافی است که به کسانی که به این شیوه مینویسند احترام بگذارم .

البته الان که این را میخواهم بنویسم بهتر است از یادی داشته باشم از خانم گیتا تاجبخش که از اولین استقبال کننده های این سبک بودند و چند وقت پیش در سایت ها خبر فوت ایشون درج شد .

اما درباره ی این قالب آنچه که من تا کنون فهمیده ام قالبی بسیار زیبا که بر اساس وزن ها و در انواع مختلف آن قافیه ها نیز بنا شده است .

البته بنده اگر اشتباه نکنم در وبلاگ شخصی جناب دادا بیلوردی عزیز مقاله ای بسیار جالب خواندم که مشخصات و اثباتی زیبا برای این قالب داشته اند .

اگر بخواهم شکل گرافیکی به آن نسبت دهم باید به شکل زیر آن را رسم کنم (شکل صعودی نزولی ):

_____

__________

_________________

______________________

_________________

__________

_____

در جایی قوانین کلی زلال را خواندم که آن را برای شما مینویسم  البته خیلی صادقانه باید بگم که علم من آنقدر نیست که بتوانم با تعاریف زیر یک زلال کامل و بدون نقص بنویسم پس برای همین عینا نوشته ای را که خوانده ام را مینویسم .:

1. سطر اول و آخر دارای حداکثر  پنج ضرباهنگ در وزن مثلّثی عروضی و یا  حداکثر  شش عدد هجا در وزن مثلّثی آزاد باشد.

2. تعداد ضرباهنگ بین دو سطر ( تفاوت پلّه ای بین دو سطر همجوار از هم ) در  وزن مثلثی عروض ،فقط 2 عدد . و  تعداد هجا در وزن مثلثی آزاد حداکثر تا  شش  عدد  که با یک فاصله ی مساوی بطور پله ای نزول و صعود داشته باشد. ( مثال :یعنی  اگر  تعداد  ضرباهنگ سطر دوم  از تعداد ضرباهنگ سطر  اول ، دوتا  بیشتر باشد باید تعداد ضرباهنگ سطر سوم  هم از سطر دوم  ، دو تا بیشتر باشد . به همین ترتیب دو به دو  و پله ای صعود می کند تا سطر مادر و بعد به همان اندازه بطور متقارن و با فاصله ی یکسان کاهش می یابد . )

3. ریتم  موسیقیایی  از ابتدا تا آخر بطور  روان حفظ گردد.

4.تعداد سطرهای هر زلال ، از 5  کمتر  و از 11 بیشتر نباشد.

5. سطرها زیر هم نوشته شوند.

6. سطرهای متقارن ، از لحاظ طول وزن عروض یا تعداد هجا و

تعداد ضرباهنگ باهم مساوی باشند .

(توجه:تعداد ضرب بین سطرها در همه ی زلالهای عروضی فقط 2 است. )

نمونه ای از شعر زلال :

عاشقترم کن، خنده کن

بـا خنـده هــای نــاز مـن را بنـده کـن

در خنــده هایت دیـــده ام  صـدهــا امیــد و آرزو

من را چو خود درعاشقی فرخنده کن

کبر مرا شرمنده کن(دادا بیلوردی )

◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘

19. قالب پریسکه  :

◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘

در مورد این قالب فعلا اطلاعاتم محدود است اما آنچه که میدانم این است که نقل قول از «روابط عمومی انجمن پریسکه سرایان ایران است »:

"پریسکه یک قالب جدید شعر ایرانی است که متشکل از 2 یا 3 یا 4 فصل (مصراع) بوده و شاعر می تواند درصورتی که تمامی ویژگیهای شعر پریسکه را رعایت نماید دریک فصل هم شعر بگوید.
پریسکه می تواند سپید و نیمایی یا موزون و مقفی باشد به شرط آن که تساوی عروضی درفصل ها اعمال نشود.

شعر پریسکه درمورخه 91/8/8 به شماره ثبت 5871 توسط وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی ثبت گردید. "

 در شعر کلاسیک اشعار کوتاه را دوبیتی یا رباعی و در شعر سپید و نیمایی اشعار کوتاه را پریسکه می‌گویند که این‌گونه اشعار متشکل از حداقل دو بند یا دو فصل و حداکثر چهار بند یا چهار فصل است.

  شعر پریسکه تاکید بر تصویرسازی ایهام‌افکنی و وادار کردن مخاطب به فکر در مورد موضوع مطرح شده در شعر و ارتباط درونی و بیرونی اجزای شعر با یکدیگر دارد. پریسکه می‌تواند موزون و مقفا نیز باشد به شرط اینکه فصل‌ها با یکدیگر مساوی نبوده و به عنوان یک تک‌بیت کلاسیک محسوب نشوند.پریسکه را یک لغت اصیل پارسی دانسته اند و برای آن «جرقه کوچک آتش » را معنی کرده اند . پس با توجه به همین موضوع اگر شعر را شعله‌ای از احساس درون و خلاقیت ذهن بنامیم، پریسکه بخش کوچکی از این شعله بوده و در ذهن مخاطبش یک روشنایی کوچک و زودگذر و یا جرقه‌ای ریز ایجاد کرده و تا مدتی ذهن را درگیر خود می‌کند.

 پریسکه‌سرایان هدف از ایجاد این قالب شعری را پراکندگی در حوزه شعر کوتاه در چند سال اخیر می‌دانند که هر کس به فراخور ذوق خود نام‌های مختلفی مانند هایکو، هایکوواره، طرح و کوتاه را بر اشعار کوتاه فارسی می‌گذاشت که هیچ‌کدام تمام کننده و کامل نبوده و در محتوا و فرم نیز تفاوت چندانی نداشتند.

 شعرپریسکه متشکل از حداقل 2 وحداکثر4 بند یا فصل می باشد که در قالبهای سپید ونیمایی سروده شده ودرصورت امکان شاعر می تواند دریک فصل شعر را شروع وپایان دهد که برخلاف «هایکو»(کوتاه ‌ترین گونه شعری در جهان است که مبدع آن ژاپنی‌ها هستند. ) هیچگونه محدودیت محتوایی ندارد.شعرپریسکه تاکید برتصویر سازی ایهام افکنی وادارکردن مخاطب به فکردرمورد موضوع مطرح شده درشعر وارتباط درونی وبیرونی اجزاءشعر باهم را دارد.پریسکه می تواند مقفا هم باشد به شرط آنکه فصلها با هم مساوی نبوده وبه عنوان یک تک بیت کلاسیک محسوب نشوند .شعرپریسکه حلقه اتصال شعرکلاسیک ونومی باشد.درپریسکه باید یک جهان را دریک نگاه خلاصه کرد.

اولین کتاب شعرپریسکه (سپیداری که به باران می پیچد)بوده ومتشکل ازآثار23نفرازپریسکه سراهای کشورمی باشدوتوسط علی رضابهرهی تالیف وگردآوری شده ودرسال 92به چاپ رسیده است که دراتفاقی کم سابقه درهفته دوم پس ازرونمایی این کتاب به چاپ دوم رسید.تاکنون این کتاب به 6زبان زنده دنیا ترجمه شده است.

 نمونه ایی از شعر  پریسکه :

رویایت را دنبال کردم/ به همان جا رسیدم که/سیم های خاردار هم شکوفه داده‌اند *** تکه‌های لبخندت را که آوردند/ انگشتان بی‌سواد مادرم/ جنگ را گنج می‌نویسند*** ما سه نفر بودیم/با هم بزرگ شدیم/من،/غم،/ تنهایی (دانیال رحمانیان )