اگر بخواهیم قالب ها را به دو دسته ی بزرگ تقسیم کنیم به نظر من باید آن ها را عضو دو خانواده ی قالب های کلاسیک و قالب های جدید (نو) بدانیم .

تعریفی از قالب ارائه دادن شاید زیاد کار سختی نباشد و در واقع باید همان شکل شعر را بگوییم . میگویند که قالب ها بر اساس این تعریف دارای دو نوع ویژگی هستند اول شکل ظاهری و دوم شکل درونی یا همان شکل ذهنی .

قالب ظاهری عموما شامل وزن ( یا بی وزنی ) ، تساوی مصراع ها و یا بلند ی و کوتاهی آنها ، قافیه ها ( در صورت وجود ) و صداها و حرکات ظاهری و ... میباشد .

در شعر کلاسیک قالب ها بر اساس شکل ظاهری است که قافیه به شعر میدهد و شکلی گرافیکی و معین برای آن به کار میرود.

اما در شعر جدید یا شعر نوی فارسی عنصر درونی و بسیار مهم تر و عمیق تر وجود دارد که همان شکل ذهنی (درونی ) است. شکل ذهنی در واقع حرکت اشیاء و احساس ها بر روی یک منحنی زیبا به نام شعر است . شکل ذهنی درواقع به یک شکل نظم و یک پارچگی خاص میبخشد و شعر را دارای وحدت و استحکام میکند .

 حال ابتدا به سراغ قالب های شعر کلاسیکی میرویم . و به ترتیب نام میبریم و اندکی توضیح میدهیم و شکلی گرافیکی برای آن رسم میکنیم .

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

قالب های کلاسیکی (قدیمی و کهن ) :

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦


◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘

1. قالب مثنوی :

◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘

 قالبی زیبای شعری که اکثر شاعران عزیز با آن آشنا هستند که در هر بیت هر دو مصراع موجود باهم هم قافیه هستند .

شکل گرافیکی مثنوی : (توجه : علامت ها ی جلوی هر بیت ار الان تا آخر مقاله نشانه ی قافیه هستند. )

________# __________#

________$ __________$

________◘ __________◘

________♦ __________♦

....

از جمله مثنوی سرایان اولیه و  معروف میتوان به حضرت فردوسی (شاهنامه ) ، حضرت رودکی (کلیله و دمنه ) ، ابو شکور بلخی ( آفرین نامه )  اشاره داشت و همین طور میتوان از مولانا و جامی  و نظامی و ... نیز نام برد .

نمونه ای از مثنوی :

به دشمن برت استواری مباد / که دشمن درختی است تلخ از نهاد

درختی که تلخش بود گوهرا / اگر چرب و شیرین دهی ور مرا

همان میوه ی تلخت آرد پدید /  از او چرب و شیرین نخواهی مزید ... (ابو شکور بلخی )

 

◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘

2. قالب قصیده (چکامه ) :

◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘

قصیده از قالب های رایج و زیبای شعر فارسی است . قصیده معمولا بسیار بلند است و به طور معمول کمترین تعداد ابیات قصیده را 14 یا 15 بیت قرار داده اند .

قصیده بیشتر دارای درون مایه های مدح، ذم، سوگواری، بزم، وصف طبیعت ، موعظه  و ... است .

در این نوع شعر مصراع اول با تمامی مصراع های زوج هم قافیه میباشد . بعدا متوجه میشویم که قالب غزل هم شباهت بسیاری به قصیده دارد ولی تفاوت هایی دارد که این دو قالب را از هم جدا می سازد . که در ادامه به آنها اشاراه ای خواهیم داشت .

شکل گرافیکی قصیده :

_______# ______#

_______  ______#

_______  ______#

....

_______ ______#

 

بد نیست بدانیم از این رو که در این گونه شعر نظر شاعر اغلب به شخص و مقصودی معیّن توجّه دارد آن را قصیده یعنی مقصود نام داده اند.

در جایی خواندم که قصیده به دوران جاهلیت اعراب بر میگردد. ولی در شعر فارسی باید در قرن 3 جستجو شود و دورانی را که اوج شکوفایی قصیده بر میگردد را باید تا قرن ششم هجری بدانیم ( در روز گار سامانیان و غزنویان و سلجوقیان ) ( با انقلاب و تحول ناصر خسرو برای مدح مبانی اعتقادی اسماعیلیان و همچنین سنایی بعد از وی مضامین دینی و و عرفانی و قلندریات و .. را وارد کرد که این شیوه توسط امثالی چون عطار و شمس غربی و اوحدی و .. . دنبال شد.  )   .

دلیلش واضح است که از قرن هفتم به دربارهای مقتدری که در ایران وجود داشت به تدریج نابود و تحلیل رفت و این مدیحه سرایان را کم کار تر کرد و قصیده را به ضعف و زوال نزدیک کرد . اما از قرن نهم به بعد با دادن مضامینی از قبیل تجلیل و ستایش اولیای دین موضع قصیده ها جانی دوباره گرفت اما باز هم به شگفتی های قبل از خود نرسید . اما با تدبیر و خرد امثالی چون ملک الشعرای بهار در عصر اخیر مضامین اجتماعی و سیاسی در قصاید شاعران رنگ تازه ای به قصیده داد و میتوان گفت که قصیده جانی دوباره گرفت .

← در قصاید اغلب چهار بخش مشخص است . 1. تشبیب (نسیب و تغزل) 2. تخلص 3. مدح 4.دعای تأبید

شروع قصیده که اغلب وصف طبیعت یا شرح وصال و فراق معشوق است را تغزّل (شعر عاشقانه گفتن ) نسیب ( شعر لطیف درباره ی زنان گفتن ) و تشبیب ( احوال و ایام جوانی را گفتن ) میگویند .

پس از چند بیت شاعر تغزل را به مدح میکشاند که  این قسمت را "تخلص" میگویند « مهارت شاعر در پیوستن بخش مقدمه قصیده به مدح، و ظرافتی که در این مورد به کار می‌برد "حسن تخلص" نامیده می‌شود. » پس از مدح که قسمت اعظم قصیده را تشکیل می‌دهد،شاعر قصیده را با دعای تأبید به پایان می‌برد، یعنی برای ممدوح خود آرزوی جاودانگی می‌کند، که به این قسمت نیز"شریطه" می‌گویند .

خیلی از قصاید که مخصوصا وقتی که موضوع آن مدح  و ستایش نیست بدون تشبیب و تغزل سروده شده اند برای همین گفتیم «اغلب» دارای 4 ویژگی بالا هستند که البته یادمان نرود که چنین قصیده ای را "قصیده ی محدود " یا "قصیده ی مقتضب " مینامند.

نمونه ای از قصیده :

اگر چه در ره هستی هزار دشواریست/چو پر کاه پریدن ز جا سبکساریست

به پات رشته فکندست روزگار و هنوز/نه آگهی تو که این رشتهٔ گرفتاریست

...

چراغ دزد ز مخزن پدید شد، پروین / زمان خواب گذشتست، وقت بیداریست ( پروین اعتصامی )

 ◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘

3. قالب غزل :

◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘

 کلمه ی غزل در اصل لغت به معنای حدیث عشق ، عاشقی کردن و ... است و در اصطلاح ادب فارسی غزل قالبی از قالب های کلاسیکی شعر فارسی است . که در آن مانند قصیده که در مورد دوم به آن شاره کردم مصراع اول و  مصراع های زوج هم قافیه هستند و معمولا ابیات آن میان 5 الی 12 میباشد البته بیشتر هم دیده شده است ولی ما به طور معمول را میگوییم .

 

از آنجایی که این گونه شعر اغلب دارای سخنان عاشقانه بوده است شاعران فارسی و بزرگان ادبی آن را غزل نامیده اند اما به مرور زمان مفاهیم عرفانی و اخلاقی و ... نیز وارد غزل شدند، پس با برخی از آن ها باید آشنا شویم منتها قبل از آن باید به شکل گرافیکی غزل تسلط پیدا کنیم .

شکل گرافیکی غزل :

__________$ _________$

__________   _________$

__________   _________$

...

حال نوبت آن است که برخی از انواع غزل ها را بگوییم :

1. غزل عاشقانه : غزلی که تنها در آن مضامینی عاشقانه به کار رفته است که انوری در قرن ششم هجری آن را جانی تازه بخشیده و سعدی آن را به کمال و شکوفایی خود رسانده است .

2. غزل عارفانه : غزلی است که تنها در آن مضامینی عارفانه  به کار رفته باشد که حضرت سنایی غزنوی اولین کسی است که مفاهیم عارفانه را در غزل آورد و پس از وی عطار نیشابوری و مولوی بلخی و فخرالدین عراقی غزل عرفانی را رشد و تکامل بخشیدند. اما اوج غزل عارفانه در دستان مبارک حضرت مولوی است.

3.غزل تلفیقی: غزل تلفیقی در واقع آمیخته ای از موارد یک و دو است و تلفیق مضامین عاشقانه و عارفانه در یک شعر است که بزرگانی چون اوحدی مراغه ای و خواجوی کرمانی و ... از سرایندگان این نوع غزل بودند و اوج شکوفایی و کمال آن در دستان حضرت حافظ قرار دارد .

4. غزل قلندری : «در این نوع غزل شاعر به وصف رندی، تظاهر به باده پرستی، لاابالی‌گری، طعن و کنایه به صوفیان و زاهدان ظاهر پرست می‌پردازد و خود را در معرض ملامت قرار می‌دهد. و گستاخانه اعتراضات و حقایقی که کس جرئت بیانش را ندارد بر زبان مست یا رند یا دیوانه و یا شوریده‌ای جاری می‌کند.» در شعر شاعرانی چون خاقانی و شاه نعمت الله ولی و حتی سعدی و حافظ و ... نیز میتوانیم این نوع غزل را ببینیم .

5.غزل سیاسی وطنی : این نوع غزل همانطور که از اسمش پیداست مسائل مهم اجتماعی و حتی اقتصادی را به زبان شعر بیان میکند پس از این رو میتوان شاعران بزرگی چون سعدی و حافظ را هم از اعضای این دسته دانست . اما درقرون اخیر هم میتوان به شاعرانی که در شعر خود از مضامینی چون آزادی، وطن، نقد حاکمیت، فقر اجتماعی، قانون ، حقوق اجتماعی  و... نیز که درون مایه های این نوع شعرند ؛ اشاره کرد که از آن جمله میتوان به هوشنگ ابتهاج و ملک الشعرای بهار و ... را نام برد.

6.غزل مضمون : این نوع شعر شعری است که شاعر در آن میکوشد تا از مضامین تازه و نازک استفاده کند که شامل ثبت و نوشتن لحظه ها و صحنه های دقیق و کشف ارتباطهای عجیب میان اشیاء از ویزگی های این غزل است که در عصر صفویه بسیار رواج داشته است . از جمله شاعرانی که از این نوع شعر استفاده کرده اند میتوان به صائب تبریزی و بیدل دهلوی که اغلب از سبک های هندی استفاده میکردند نام برد.

از دیگر غزل ها میتوان به غزل نو و غزل حماسی و غزل پست مدرن و ... نام برد .

نمونه ای از غزل :

زان یار دل نوازم شکری است با شکایت / گر نکته دان عشقی بشنو تو این حکایت

بی مزد بود ومنت هر خدمتی که کردم / یارب مباد کس را مخدوم بی عنایت

....

عشقت رسد به فریاد ار خود به سان حافظ / قرآن زبر بخوانی در چهارده روایت ( حافظ )

 ♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

تفاوت میان غزل و قصیده

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

یکی از تفاوت های غزل و قصیده را در تعداد ابیات دانسته اند اما همان طور که دیدید امکان اشتراک در بین آن زیاد است و برخی هم تفاوت را در این دانسته اند که در غزل از کلمات خشن و استوار استفاده نمیشود ولی در قصیده از این جور واژگان استفاده میشود در واقع این حرف به نظر من هم درسته و هم غلط . از این بابت این تعریف رو غلط میدانم که گاه ممکن است حتی برای بیان عشق از کلمات خشن و استوار استفاده کرد اما از این جهت درست است که به نظر من تفاوت اصلی غزل و قصیده را باید در درون مایه های آن دو بدانیم . که همان طور که در دوران تدریس خواندیم درون مایه های قصیده مدح و حکمت و پند و اندرزو و مسائلی از این قبیل است در صورتی که درون مایه ی غزل بیشتر بیان بیان عواطف و احساسات زیبای شعری است که با توجه به انواع آن گاه اشاره به مضمون های اجتماعی نیز دارد .

  

◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘

4. قالب قطعه  :

◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘

 قطعه از انواع قالب های فارسی است که در آن تمامی مصراع های زوج باهم هم قافیه اند . بر خلاف قالب های غزل و قصیده بیت اول مصرّع نیست به عبارت بهتر مصراع اول هم قافیه نیست .

تعداد ابیات قطعه حداقل از دو بیت میباشد و معمولا حد اکثر تا 15 بیت است ولی گاهی تا 50 بیت و بیش از آن هم رسیده است.

شکل گرافیکی قطعه :

__________  _________#

__________  _________#

__________  _________#

__________  _________#

...

از همان زمان رودکی تا اکنون همواره قطعه سرایی رواج داشته است . اما شاعرانی چون انوری و ابن یمین و مرحوم پروین اعتصامی بیش از دیگران به این قالب پرداخته اند .

نمونه ای از قطعه :

گرچه شب سقطهٔ من هر که دید/پاره‌ای از روز قیامت شمرد

عاقبت عافیت آموز را / گنج بزرگیست پس از رنج خرد

...

از فلکم باز عنان بازتافت / بار دگر زی کرهٔ خاک برد ( انوری )

 

◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘

5. قالب مسمط  :

◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘

مسمط از قالب های بسیار زیبای شعری است که در جایی خواندم که بنیان گذار این قالب منوچهری دامغانی است . این قالب در واقع الگویی از قالب قصیده است با این تفاوت که شاعر بنای آن را بر چند مصراع هم قافیه بگذارد و مصراع آخر را بر قافیه ای دیگر و مجزا از آن قافیه قرار دهد .

 هر بخش از مسمط را یک رشته از آن میگویند که قافیه ی رشته ها متفاوت است و در هر رشته تمام مصراع ها به جز مصراع آخر هم قافیه اند .

مصراع های آخر هر رشته را هم بند مینامند که بند ها باید باهم همقافیه باشند .

اگر یادتون باشد در قسمت آرایه های ادبی بیتی را از واج آرایی حرف /ز/ آوردم که از منوچهری بود و اون بیت خود معروف ترین مسمط سروده شده تا به حال ایست . « خیزید و خز آرید که هنگام خزان است / باد خنک از جانب خوارزم وزان است (منوچهری دامغانی )  »

مسمط ها از روی تعداد رشته ها و بند ها به دسته هایی تقسیم میشوند که اگر بند و رشته ی مسمط مجموعه ی سه مصراع باشد به آن مثلث یا سه تایی میگویند همین طور اگر چهار مصراع باشد مربع یا چهار تایی و اگر پنج باشد مخمس یا پنج تایی و اگر شش باشد مسدس  یا شش تایی میگویند .

شکل گرافیکی مسمط (مخمس) :

__________ # _________ #

__________#  _________ #

             __________◘

__________$ __________ $

__________$ __________ $

             __________◘

__________& _________&

__________& _________&

             __________◘

....

از شاعرانی که از این قالب استفاده کرده اند میتوان به منوچهری دامغانی و قا آنی و ملک الشعرای بهار و... اشاره کرد.

نمونه ای از مسمط :

آمد نوروز هم از بامداد/آمدنش فرخ و فرخنده باد

باز جهان خرم و خوب ایستاد/مرد زمستان و بهاران بزاد

ز ابر سیه‌روی سمن‌وی راد /گیتی گردید چو دارالقرار .... ( منوچهری دامغانی )

◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘

6. قالب مسمط تضمینی  :

◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘

 

«نوع خاصی از مسمط است که همان خصوصیات مسمط را دارد با این ویژگی که شاعر پیش از هر بیت غزل از شاعری دیگر ، چند مصراع از خود می‌آورد که با بیت مورد تضمین هم معنی و هم مضمون است.»

شکل گرافیکی آن مانند شکل گرافیکی مسمط است البته بعضی وقت ها بند ها و رشته ها هم میتوانند هم قافیه شوند .

نمونه ای از مسمط تضمینی :

شبی در محفلی با آه و سوزی /    شنیدستم که مرد پاره دوزی

چنین می گفت با پیر عجوزی  / ««««گلی خوشبوی در حمام روزی

               رسید از دست محبوبی به دستم »»»» (ملک الشعرای بهار / بیت داخل گیومه از سعدی – مخمس )

◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘

7. قالب ترجیع بند  :

◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘

ترجیع بند از قالب های زیبای شعر فارسی است که از چند بیتی های هم وزنی تشکیل شده است و برای اتصال قسمت های مختلف آن از یک بیت تکراری استفاده میشود که به آن بیت ترجیع میگویند . بیت ترجیع با قافیه ای ویژه و لفظ و معنی یکتا تکرار میشود . لازم به ذکر است به بیت بند ترجیع ؛ بند برگردان نیز میگویند . و به هر یک از قسمت ها که شبیه به غزل میباشند یک رشته یا خانه میگویند . معمولا رشته ها از 5 تا 25 بیت میباشد البته بیشتر و کمتر هم دیده شده است .

همان طور که از کتاب های درسی به خاطر داریم معروفترین ترجیع بندها از هاتف اصفهانی و حضرت سعدی است .

شکل گرافیکی ترجیع بند:

________ # ________#

________   ________#

________   ________#

________♦ ________♦

_______ $  ________$

_______     ________$

_______     ________$

________♦ ________♦

اولین ترجیع بند زبان فارسی  را معتقدند که فرخی سیستانی شاعر  قرن چهارم و پنجم سروده است و از مشهور ترین ترجیع بند سرایان میتوان به فرخی سیستانی ، سعدی و هاتف اصفهانی و ... اشاره داشت .

نمونه ای از یک ترجیع بند :

ای سرو بلند قامت دوست / وه وه که شمایلت چه نیکوست

در پای لطافت تو میراد / هر سرو سهی که بر لب جوست

نازک بدنی که می‌نگنجد / در زیر قبا چو غنچه در پوست

....

بنشینم و صبر پیش گیرم / دنبالهٔ کار خویش گیرم

امروز جفا نمی‌کند کس / در شهر مگر تو می‌کنی بس

در دام تو عاشقان گرفتار / در بند تو دوستان محبس

....

بنشینم و صبر پیش گیرم / دنبالهٔ کار خویش گیرم ...  (سعدی )

◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘

8. قالب ترکیب بند  :

◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘

ترکیب بند نیز مانند ترجیع بند از قالب های بسیار زیبای شعر فارسی است با این تفاوت که در ترجیع بند بیت های ترجیع همه ی قسمت ها یکسان بود اما در ترکیب بند این بیت ها متفاوت اند و قافیه ای هر بار به گونه ای  دیگر دارند .

 

شکل گرافیکی ترکیب بند :

________ #  _______ #

________    ________#

________    ________#

_______♀  ________ ♀

_______ $  ________$

_______     ________$

_______     ________$

_______♠  _________♠

...

شاید اکثر شما با ترکیب بند محتشم کاشانی که در باره ی واقعه ی کربلا بود آشنا هستید که در واقع اون ترکیب بند را مشهور ترین ترکیب بند میدانند اما جمال الدین عبدالرزاق اصفهانی ( ترکیب بندی در ستایش پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله ) ) و وحشی بافقی ( ترکیب بندی با عنوان شرح پریشانی ) هم از ترکیب بند سرا های معروف ایرانی هستند .

نمونه ای از ترکیب بند :

باز این چه شورش است که در خلق عالم است / باز این چه غصه و چه عزا و چه ماتم است

باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین / بی نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است

.....

خورشید و آسمان و زمین نور مشرقین / پرورده ی کنار رسول خدا حسین

کشتی شکست خورده ی طوفان کربلا / در خاک و خون طپیده میدان کربلا

گر چشم روزگار بر او زار می گریست / خون می گذشت از سر ایوان کربلا

...

آن دم فلک بر آتش غیرت سپند شد/کز خوف خصم در حرم افغان بلند شد (محتشم کاشانی )

 ◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘

9. قالب مستزاد  :

◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘

این قالب هم یکی از زیبا ترین قالب های شعر فارسی است و در حقیقت غزلی میباشد که کلمه یا جمله ی موزون هماهنگی به آخر تمامی مصراع ها اضافه شده است .

در مفهوم اولیه شاید مستزاد کمی سخت به نظر برسد ولی به نظر من وقتی این قالب سروده شود شاعر و خواننده  یک رابطه ی مثبتی با آن برقرار میکند .

البته باید این رو توجه داشت که مصراع های اول مستزاد خود در واقع یکی از قالب های قطعه و یا غزل و یا رباعی  میباشد .

شکل گرافیکی مستزاد (به استثناء در این شکل گرافیکی باید هم به وزن توجه کنید و هم به قافیه که قافیه با اشکال و وزن با خط های کج و خط تیره ی پیوسته نمایش داده ام و قافیه هایی که در پرانتز است زیبایی خاصی میدهد ولی استفاده هم نشود فرقی ندارد . )  :

__________( #) //////// $           

__________(# ) ////////  $

__________   ////////

__________(#)  ////////  $

__________   ////////

__________(#)  ////////  $

....

وزن مستزاد نوعی وزن است که پس از هر مصراع آن ، مصراع کوتاهی می آید .

مستزاد برای اولین بار توسط مسعود سعد سلمان سروده شد. بعد از او شعرای زیادی به این قالب شعر گفتند. مستزاد مجلس چهارم (در رابطه با وقایع سیاسی مجلس چهارم مشروطیت)  که توسط میرزاده عشقی سروده شده‌است از مستزادهای بسیار معروف است. ( که البته به دلایل مشکلات اخلاقی توصیه میشود به این شعر رجوع نکنید. )

 نمونه ای از مستزاد :

ای کامگار سلطان،انصاف تو به گیهان / گشته عیان

مسعود شهریاری،خورشید نامداری / اندر جهان

ای اوج چرخ جایت،گیتی ز روی و رایت / چون بوستان

چون تیغ آسمان گون،گردد به خوردن خون / همداستان

باشد به دستت اندر،از گل بسی سبک تر/ گرز گران ( مسعود سعد سلمان )

◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘

10. قالب رباعی  :

◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘

رباعی یکی از فوق العاده ترین و زیبا ترین قالب های ادبی میباشد که در فارسی به آن ترانه هم میگویند . این قالب را یک قالب شعر ایرانی دانسته اند که در زبان های دیگر مانند عربی نیز مورد استفاده قرار گرفته است .

جمله ی معروفی که در ذهن خیلی از عزیزان است این است که وزن رباعی هم وزن عبارت " لا حولَ و لا قوَّهَ الّا بالله(بِلّا) " است اما باید این نکته را بدانیم که بزرگان عروض چه ایرانی و چه غیر ایرانی دو یا یک وزن «اصلی » قائل اند .

عروض دانان قدیم در واقع وزن روباعی را در دو زحاف اخرب و اخرم قرار داده اند که اگر مانند نمودار های درختی زبان فارسی آن را رسم کنیم از آن بیست و چهار شاخه میگیرد ( منشعب میشود ) . البته در سایت های مختلف خواندم که دکتر شمیسا برای رباعی یک وزن را در نظر میگیرد و بر این عقیده است که از آن یازده وزن فرعی بدست می آید .

قافیه در رباعی در مصراع های اول و دوم و چهارم اجباری و در مصراع سوم اختیاری است که تا قرن ششم هجری آنچه که متداول بوده است هم قافیه قرار دادن هر چهار مصراع بوده است ولی از آن به بعد شکل هم قافیه بودن سه مصراع آن متداول تر شده است .

شکل گرافیکی رباعی :

__________& ___________&

__________   ___________&

 در مورد تاریخ رباعی دو دیدگاه وجود دارد که با رجوع به منابع تاریخی هر دو دیدگاه را بیان میکنم .

روایت و دیدگاه اول بر اساس المعجم فی معاییر اشعار العجم، (صفحه ی 112 ) است که رودکی را اولین سراینده ی رباعی به شکل امروزی دانسته اند که به مطلبی خیلی جالب برخوردم که در آن نوشته بود حضرت رودکی با الهام از ترانه ای که کودکان به هنگام بازی کردن آن را میخواندند این قالب را اقتباس کرده اند و روایت و دیدگاه دوم (تذکرة الشعراء، دولتشاه سمرقندی صفحه ی 26 و 27 ) است که یعقوب لیث صفاری  را یعنی در اصل شاعران دربار او را پیدا کننده و مخترع این وزن میدانند .

معروف ترین رباعی سرا را باید حکیم عمر خیام نیشابوری ( رباعیات خیام ) دانست اما رباعیات زیبایی از عطار و مولوی و اوحودالدین کرمانی و باباافضل کاشی نیز شهرت خاصی یافته اند .

جالب است بدانید که در جایی خواندم که مرحویم علی اسفندیاری ( نیما یوشیج ) به سرودن رباعی علاقه ی بسیار زیادی داشت و در کمال تعجب با اینکه صحت آن را نمیدانم نوشته بود که 1800 رباعی از او به جای مانده است ! . از دیگر رباعی سرایان معروف معاصر میتوان به مرحوم  قیصر امین پور نیز اشاره کرد .

نمونه ی رباعی :

گر یک نفست ز زندگانی گذرد / مگذار که جز به شادمانی گذرد

زنهار که سرمایهٔ ملکت به جهان / عمر است، چنان کِش گذرانی گذرد ( ظهیر فاریابی )

 ◄ کمی بیشتر درباره ی وزن رباعی بدانیم :

علمای عروض قدیم برای رباعی وزن ویژه ی ( مفعول مفاعیل مفاعیلن فع ) 24 نوع وزن تشخیص داده اند .

در باره ی اوزان آن وقتی جستجو میکردم در جایی نوشته بود که در عروض خانلری کلیه ی وزن ها رباعی در بحری به نام "بحر ترانه " طبقه بندی شده است که بحر ترانه از 5 پایه و رکن اصلی که در مجموع دارای ده هجای هجای بلند است تشکیل میشود : در واقع :

__ / __ * __ / __ * 7 / __ / 7 * __ / __ * __ / __

گفته بودیم که دو تا کوتاه رو معادل یک بلند بگیریم فرقی ندارد در واقع میبینید که ممکن است ارکان تغییر کنند اما کمیت آنها همواره شامل دو هجای بلند است .

5 رکن داریم بر اساس آن گفته اند که  دو رکن اول و چهارم همیشه دو هجای بلند دارد و ثابت است . اما دو پایه یا رکن دوم و پنجم ممکن است از دو هجای کوتاه (7) و یک هجای بلند ( __ ) ( = 7 / 7 / __ )  یا از دو هجای بلند باشند . و در پایه ی سوم  هر سه حالت ممکن است . ( __ / __ یا 7 / __ / 7 یا __ / 7 / 7 )

خوب یکم وارد ترکیبیات و ریاضی بشم :

رکن اول : ا حالت / رکن دوم : 2 حالت / رکن سوم : 3 حالت / رکن چهارم : 1 حالت / رکن پنجم :2 حالت که در کل با استفاده از اصل ضرب میشود : 12= 2×1×3×2×1  حالت .  حالا چرا 24 حالت گفته میشود ؟  خوب واضح است که 12 حالت دیگر  با افزودن یک صامت به آخر هر یک از حالت های بالا بدست می آید البته طرح های دیگری هم برای چنین وزن رباعی پیشنهاد شده است که دیگر ما را از موضوع اصلی منحرف میکند .

 ◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘

11. قالب دوبیتی  :

◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘

این قالب هم خود به نوعی از زیباترین قالب های شعر فارسی است و یکی از اصیل ترین و ریشه دار ترین آنها .

شکل گرافیکی دوبیتی مانند رباعی است و در واقع دوبیتی شکل تکامل یافته و عروضی شده ی نوعی از ترانه های دوازده هجایی قدیمی است .

معروف ترین وزن دوبیتی بحر هزج مسدس مقصور ( محذوف ) یا همان ( مفاعیلن مفاعیلن مفاعیل ( فعولن ) ) است . که بابا طاهر به نظر من  مشهور ترین شاعری است که بر این وزن دوبیتی میگفته است .

شکل گرافیکی دوبیتی:

__________& ___________&

__________   ___________&

دوبیتی را در قدیم فلهویات هم میگفتند . بیشترین تفاوت میان رباعی و دوبیتی در وزن آنها میباشد .

نمونه ای از دوبیتی :

مکن کاری که بر پا سنگت آیو/جهان با این فراخی تنگت آیو

چو فردا نامه خوانان نامه خوانند/تو نامه خود ببینی ننگت آیو (بابا طاهر )

◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘

12. قالب چار (چهار) پاره  :

◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘

چار پاره ها یکی از قالب های شعر فارسی است که پس از دوران مشروطیت در ایران رواج یافت. در واقع چهارپاره از دوبیتی هایی که دارای مفهومی منسجم و به هم پیوسته هستند تشکیل شده است . تنها تفاوت دو بیتی های چهارپاره در این است که مصراع اول آن بر خلاف قالب دوبیتی با مصراع های دو و چهارم الزاما هم قافیه نیست اما از لحاظ وزنی تمامی قسمت های چهار پاره با هم یکسان اند .به هر دو بیت از چهار پاره یک بند میگویند . شاعر میتواند در چهارپاره هر تعداد بند که میخواهد بگوید .

اکثرا درون مایه ی چهارپاره را موضوع ها و مضامین اجتماعی و غنایی تشکیل میدهد .

شکل گرافیکی چهار پاره :

__________    __________ $

__________    __________ $

***

__________    __________ #

__________    __________ #

***

__________    __________ &

__________    __________ &

....

از جمله شاعران معروفی که در این قالب شعر داشته اند میتوان به ملک الشعرای بهار ،فریدون توللی ، فریدون مشیری، مهدی سهیلی ، پرویز خانلری و شفیعی کدکنی و ... اشاره داشت.

 نمونه ای از چهار پاره :

بیایید ای کبوترهای دلخواه / بدن کافورگون، پاها چو شنگرف

بپرید از فراز بام و ناگاه / به گرد من فرود آیید چون برف

سحرگاهان که این مرغ طلایی/فشاند پر ز روی برج خاور

ببینمتان به قصد خودنمایی / کشیده سر ز پشت شیشهٔ در ... (ملک الشعرای بهار )

◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘

13. قالب بحر طویل  :

◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘

بحر طویل نوعی شعر ( و البته به دیدگاهی نوعی نثر موزن ) در ادب فارسی است . آنچه که بیشتر از این قالب استفاده شده است در مضامینی چون طنز و هزل بوده ولی برخی شعر های جدی تر در مرثیه ها و مناظره ها نیز بر قالب بحر طویل نوشته اند .

در این قالب بر خلاف سایر قالب هایی که تا کنون گفته ام مصراع های مساوی و بعضا بیتی وجود ندارد ولی بحر طویل مانند چند تا از قالب هایی که گفته ایم دارای بند است که هر بند وزن افاعیلی مخصوص خود را دارد و در هر بند فاعیل معین عروضی به طور دلخواه تکرار میشوند .

سرودن بحر طویل به دوران صفویه بر میگردد و در جایی خواندم که قدیمی ترین نمونه ی بحر طویل نامه ای است که به ظاهر به نثر نوشته شده است و در کتاب " تاریخ طبرستان و رویان و مازندران " که کتابی از سیدظهیرالدین بن سید نصیرالدین مرعشی است که در سال 881 قمری تالیف شده است که از لحاظ شکل و وزن بحر طویل محسوب میشود .

از اونجایی که خودم زیاد در این قالب شعری نخوانده بودم برای همین مجبور شدم جستجو کنم و شعری مناسب پیدا کنم.

گشتم و نوشته ای زیبا و جالب پیدا کردم البته چون زیاد است نمیتوانم همه اش را بگذارم ولی اگر خواستید با جستجویی ساده میتوانید این اثر را پیدا کنید و بخوانید ( خیلی جالب است ) . اثری از جناب مرحوم ابوالقاسم حالت که از شاعران و مترجمان  توانای معاصر بودند.

نمونه ی بحر طویل :

...ناگهان دید زنی پیر جلو آمد و آورد بر آن دگمه پهلوی آسانسور به سر انگشت فشاری و به یکباره چراغی بدرخشید و دری وا شد و پیدا شد از آن پشت اتاقی و زن پیر وزبون داخل آن گشت و درش نیز فروبست. دهاتی که همانطور به آن صحنه جالب نگران بود ز نو دید دگر باره همان در به همان جای زهم وا شد و این مرتبه یک خانم زیبا و پری چهره برون آمد از آن. مردک بیچاره به یکباره گرفتار تعجب شد و حیرت چو به رخسار زن تازه جوان خیره شد و دید که در چهره‌اش از پیری و زشتی ابداً نیست نشانی. ... (ابوالقاسم حالت )

◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘

14. قالب تک بیت (فرد – مفرد) :

◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘

بیتی است مستقل که شاعر تمام منظور خودش را در همان یک بیت بیان می کند. و هم میتواند قافیه داشته باشد و هم خیر !

اکثرا تک بیتی ها در زمان حال تبدیل به ضرب المثل ها گشته اند.

از جمله شاعرانی که در این قالب شعر داشته اند میتوان به سعدی ، صائب تبریزی و هاتف اصفهانی اشاره کرد .

نمونه ای از فرد :

زاهد که درم گرفت و دینار / زاهد تر از او یکی به دست آر (سعدی )